eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
برای آنها که مثل من مدت هاست دنبال یک صوت خاصن که دلشون کنده شه...👇
@khodaneveshtMahmood Karimi - Khodaya Bebakhsh (320)(1).mp3
زمان: حجم: 12.7M
خدایا ببخش... با نوای محمود کریمی اگر بدنبال پرت شدن ازین دنیایید اگر بدنبال رفتن تا حوالی عرش هستید اگر از خود خسته اید اگر دنبال یک خلوتید گوش بدید! +و بعد خیلی گوش خواهید داد!! +از همه تشنه ترم،خدایا ببخش! جان سقای حرم،خدایا ببخش! @modafehh
بزرگےمیگفٺ: قدردلاٺونوبدونید؛ هردلےبراےارباب‌نمیشڪنهـ م بخیر · · @modafehh
تدبری در دعای روز ماه مبارک رمضان... @modafehh
حجت الاسلام دانشمند1_173445476.mp3
زمان: حجم: 3.2M
📲 فایل صوتے 🎙واعظ: حاج آقا ○ چقدر به امام زمان اعتقاد داریم؟! ○ @modafehh
✨هرڪس براے دیده شُدن ڪـار نڪنـد خُـدا براے دیده شدنش ڪار مےکنـد یڪـی مثلِ 💚 @modafehh
. روزھ دارم من و بر روز نهم حساسم ...؛ از سحر تا دمِ افطار ؛ بھ یاد عطشِ عباسم💔 . @modafehh
✍ دویدن های آخر ما ، و خریدن هایِ آخر تو .... اصلاً جنس "حی علی الفلاح " های رمضان، با همیشه فرق میکند... مؤذن می خواند ، من می دَوَم ، و تو عاشقانه می خَری ، تمام تشنگیِ مرا... 🌱 @modafehh
🔻 ۷۴ 👈این داستان⇦《 دوکوهه 》 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📎وارد شدیم ... هر چی از در نگهبانی فاصله می گرفتیم ... این حس قوی تر می شد ... تا جایی که ... انگار وسط بهشت ایستاده بودم ... و عجب غروبی داشت ...🌅 این همه زیبایی و عظمت ... بی اختیار صلوات می فرستادم...📿 آقا مهدی بهم نزدیک شد و زد روی شونه ام ... بدجور غرق شدی آقا مهران ... اینجا یه حس عجیبی داره ... یه حس خیلی خاص ... انگار زمینش زنده است ... خندید ... خنده تلخ ...😕 این زمین ... خیلی خاصه ... شب بچه ها می اومدن و توی این فضا گم می شدن ... وجب به وجبش عبادگاه بچه ها بود ...🍃✨ 🔸بغض گلوش رو گرفت ... - می خوای اتاق حاج همت رو بهت نشون بدم ؟ ... ✨چشم هام از خوشحالی برق زد ... یواشکی راه افتادیم ... آقا مهدی جلو ... من پشت سرش ... وارد ساختمون که شدیم ... رفتم توی همون حال و هوا ... من بین شون نبودم ... بین اونها زندگی نکرده بودم ... از هیچ شهیدی خاطره ای نداشتم ... اما اون ساختمون ها زنده بود ... اون خاک ... اون اتاق ها...🌷 رسیدیم به یکی از اتاق ... ۳ تا از دوست هام توی این اتاق بودن ... هر ۳ تاشون شهید شدن ...🌷✨ 👣چند قدم جلوتر ... یکی از بچه ها توی این اتاق بود ... اینقدر با صفا بود که وقتی می دیدش ... همه چیز یادت می رفت ... درد داشتی... غصه داشتی ... فکرت مشغول بود ... فقط کافی بود چشمت به چشمش بیوفته👁 ... نفس خیلی حقی داشت ... 🌹به اتاق حاج همت که رسیدیم ... ایستاد توی درگاهی ... نتونست بیاد تو ... اشکش رو پاک کرد ... چند لحظه صبر کرد ... چراغ قوه🔦 رو داد دستم و رفت ... حال و هوای هر دومون تنهایی بود ... یه گوشه دنج ... روی همون خاک ... ایستادم به نماز ...✨☘ ۰۰۰┅═══(✼❉❉✼)═══┅۰۰۰ ـ ـ ☘ ☘ ☘ @modafehh
گفتم : دگر قلبم شوق شهادت ندارد ! گفت : مراقب ِنگاهت باش ... اَلعَین بَریدُ القَلب ؛ چشم پیغام رسان دل است . @modafehh