یا سَیّدی لَبَّیکَ اَباعَبدالله
قَلبی دَمی لَدَیکَ اَباعَبدالله
با گریه به سمتِ کربلا می گویم
صَلَّی اللهُ عَلیکَ اَباعَبدالله
🍂🍂🍂
صبح علی الطلوع سلام علی الحسین....
@modafehh
در سنگر دانشگاه هم درس شهیدانیم
منو حمیدآقا باهم تو یه دانشگاه و کلاس بودیم. از اونجایی که منو حمیدجان و سیدجواد نسبت به بقیه مذهبی تر بودیم دوستای خوبی واسه هم شده بودیم. و همیشه توی انتخاب واحد باهم درس برمیداشتیم.
یه روز توی یکی از کلاس ها حمیدآقا کنفرانس داشت .
ایشون کنفرانس رو با آیه ای از قرآن شروع کرد و خیلیا خندیدن و جو کلاس رو متشنج کردند که هرکی جای ایشون بود استرس میگرفت
ولی حمیدآقا با تمام خونسردی کنفرانس رو ادامه دادند. گویی که همون آیه قرآن چنان آرامشی بهش داده که این چیزها واسش مهم نبود.
ایشون کنفرانس رو به خوبی ارائه دادند و بهترین نمره رو هم گرفتند...
کانال رسمی شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی
@modafehh
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم
#پیام_مدیریت
💐ختم_قران_
به نیابت از شهیدان مدافع حرم به خصوص شهید حمید سیاهکالی مرادی
عزیزانی که مایل هستید به پی وی بنده برای گرفتن جزء مراجعه کنید
با تشکر از همراهی همیشگی شما خوبان💐
مهلت خواندن جزء تا آخر ماه مبارک رمضان
#حلولماهرمضاݩمبارڪ
جهت مراجعه👇
@khadem_sh
@modafehh
✨#ام_المومنین...
✨#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
شکر خدا تحت لوای خدیجه ایم...🥀
بعد از هزار سال گدای خدیجه ایم...🥀
◾️سالروز رحلت مادر امت ، حضرت خدیجه ی کبری(سلام الله علیها) بر عموم مسلمین تسلیت باد◾️
🍃🌺🌸✨🍃🌺🌸✨🍃🌺🌸✨
@modafehh
ماه رمضان با شهید سیاهکالی
سبک زندگی برگرفته از کتاب یادت باشد
شماره 10
خرید از همسایه
یکی از مواردی که شهید سیاهکالی سعی می کردند رعایت کنند این بوده است که مایحتاج خود را حتی المقدور از نزدیک ترین مغازه به محل زندگی و از همسایه ها تهیه می کردند
اعتقاد داشتند کسی که در آن نزدیکی کسب و کاری راه انداخته است اولین چشم امیدش به همسایگان خود است
همسر ایشان بعد از شهادت هم نقل می کنند که سعی می کنم خرما گل یا شیرینی که برای سر مزار تهیه می کنم از نزدیکترین جا به گلزار خرید کنم چون فکر می کنم شهید به این کار رضایت بیشتری دارد
مثل شهید باشیم
شهید می شویم
@modafehh
کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید 🌹🌸
@modafehh
#داستان_دنباله_دار_نسل_سوخته🔻
#قسمتــــ_هفتاد_و_پنجم۷۵
👈این داستان⇦《 مرد 》
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📎بعد از نماز مغرب و عشا ... همون گوشه ... دم گرفتم ... توی جایی که ... هنوز می شد صدای نفس کشیدن شهدا رو توش شنید ...🌷
بی خیال همه عالم ... اولین باری بود که بی توجه به همه... لازم نبود نگران بلند شدن صدا و اشک هام باشم ... توی حس حال و خودم ... عاشورا می خوندم و اشک می ریختم...😭😭 عزیزترین و زنده ترین حس تمام عمرم ... توی اون تاریکی عمیق ...🌌
🔹به سفارش آقا مهدی زیاد اونجا نموندم ... توی راه برگشت... چشمم بهش افتاد ... دویدم دنبالش ...🏃
آقا مهدی ...
برگشت سمتم ...
آقا مهدی ... اتاق آقای متوسلیان کجا بوده؟ ...
با تعجب زل زد بهم ...😳
تو حاج احمد رو از کجا می شناسی❓ ...
📓- کتاب "مرد" رو خوندم ... درباره آقای متوسلیان بود ... اونجا بود که فهمیدم ایشون از فرمانده های بزرگ ... و علم داری بوده برای خودش ... برای شهید همت هم خیلی عزیز بوده...❤️
تأسف خاصی توی چشم ها و صورتش موج می زد ...😔
نمی دونم ... اولین بار که اومدم دو کوهه ... بعد از اسارتش بود ... بعدشم که دیگه ...
🔸راهش رو گرفت و رفت ... از حالتش مشخص بود ... حاج احمد برای آقا مهدی ... فراتر از این چند کلمه بود ... اما نمی دونستم چی بگم ... چطور بپرسم و چطور ادامه بدم ...🤔 هم دوست داشتم بیشتر از قبل متوسلیان رو بشناسم ... و اینکه واقعا چه بلایی سرش اومد؟ ... و اینکه بعد از این همه سال ... قطعا تمام اطلاعاتش سوخته است ... پس چرا هنوز نگهش داشتن❓ ... و ...
تمام سوال های بی جوابی که ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود ... و هر بار که بهشون فکر می کردم ... غیر از درد و اندوه ... غرورم هم خدشه دار می شد ... و از این اهانت، عصبانی می شدم ...😖😔
۰۰۰┅═══(✼❉❉✼)═══┅۰۰۰
#ادامــــــہ_داردـ ـ ـ 🌹🌹🌹
@modafehh
•••
"ڪاشنفسمونمیذاشتـــــ
یہجورۍزندگۍمیڪردیم
ڪهسالدیگہهمینموقع
بہمـادرامونمیگفتن
#مـادرشهید :) 🕊
#التماس_دعای_شهادت🍀
#شبتون پر از یاد خدا🌷
·
·
@modafehh