خاطره ای از حمید آقا❣
تقریبا روزهایی بود که حمید آقا میخواست بره سوریه دلم براش تنگ شده بود بهش زنگ زدم گفتم فردا بعدازظهر میام خونتون میخوام ببینمت طبق معمول خیلی با ادب و احترام و خیلی خوشحال شد فردا رفتم پیشش کلی با هم حرف زدیم من معمولا توی مهمونیها میوه انار نمیخورم ولی حمید آقا عاشق انار بود برام انار آوردش گفتم حمید من سیب میخورم خیلی اسرار داشت انار بخورم ولی نخوردم با این وجود همش لبخند میزد حتی میخواست برام دون کنه که نذاشتم ولی کاش از دستش انار رو میخوردم 😔
#روایت_از_برادر_شهید
#کانال_رسمی_شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
@modafehh
ختم دعای فرج به نیابت از
شهید مدافع حرم
#شهید_حمید_سیاهکالے_مرادے
@modafehh
#داستان_دنباله_دار_نسل_سوخته🔻
#قسمتــــ_هشتــاد_و_پنجم۸۵
👈این داستان⇦《 اولین قدم 》
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📎غیر قابل وصفترین لحظات عمرم ... رو به پایان بود ... هوا گرگ و میش بود و خورشید ... آخرین تلاشش رو ... برای پایان دادن به بهترین شب تمام زندگیم 😍... به کار بسته بود ... توی حال و هوای خودم بودم که صدای آقا مهدی بلند شد ...
- مهران ...🗣
سرم رو بلند کردم ... با چشم های نگران😳 بهم نگاه می کرد... نگاهش از روی من بلند شد و توی دشت چرخید ...
🔸رنگش پریده بود ... و صداش میلرزید ... حس میکردم میتونم از اون فاصله صدای نفس هاش رو بشنوم ...💓
توی اون گرگ و میش ... به زحمت دیده می شد ... اما برعکس اون شب تاریک🌌 ... به وضوح تکه های استخوان رو می دیدم ...
🌹پیکرهایی که خاک و گذر زمان ... قسمتهایی از اونها رو مخفی کرده بود ... دیگه حس اون شبم ... فراتر از حقیقت بود ...🍃✨
🔻از خود بی خود شدم ... اولین قدم رو که سمت نزدیکترین شون برداشتم ... دوباره صدای آقا مهدی بلند شد ... با همه وجود فریاد زد ...
همون جا وایسا ...😲
🔹پای بعدیم بین زمین و آسمان خشک شد ... توی وجودم محشری به پا شده بود ...
از دومین فریاد آقا مهدی ... بقیه هم بیدار شدن ... آقا رسول مثل فنر از ماشین بیرون پرید ...😳
چند دقیقه نشستم ... نمی تونستم چشم از استخوان شهدا🌹 بردارم ... اشک امانم نمی داد ...😭😭
صبر کن بیایم سراغت ...
ترس، تمام وجودشون رو پر کرده بود ... علی الخصوص آقا مهدی که دستش امانت بودم ...😱
از همون مسیری که دیشب اومدم برمیگردم ...
گفتم و اولین قدم رو برداشتم ...👣
#ادامه_دارد 🌺
@modafehh
#حرف_قشنگ🌱🌼
|بهچیزے #وابستهِ باش؛
ڪهِبَراتبِمونه،
ارزشداشتهِباشهکهِوابستهشبِشی
نهایندُنیاڪهِبههِیچےبَندنِیست...!"
یهِچیزمِثلنِگاههایمهدی|🌱•
#نگاهپدرانه
#شبتون مهدوی✨
@modafehh
#مهدی_جان🌹
🔸دلنگرانی ام بابت تأخیر تو نیست!
میدانم می آیی...
یوسف #زهرا_سلام_الله_علیها
🔹دلم شور میزند برای خودم…!
برای ثانیه ای که قرار میشود بیایی
و من هنوز با تو قرن ها، فاصله دارم..
#اللهمعجللولیڪالفرج🌹
🍃🌺🌸✨🍃🌺🌸✨🍃🌺🌸✨
@modafehh
✅ در شب #شب_قدر چه بخواهیم❤️
🌹 #ظهور مولای عزیزمان امام زمان عج الله
زمانی از شب قدر خود را برای امام زمان(عج) بگذاریم، تا بتوانیم بگوییم «یابن الحسن ما بهترین اوقات خود را به تو اختصاص دادیم، تو هم بهترین دعاهای خود را به ما اختصاص بده.»
🌹 #توفیق_شهادت و همنشینی با شهدا در انتهای عمری با برکت در خدمت به اسلام و مسلمین
یادمان باشد این دعا عمر ما را کوتاه نمیکند، بلکه بر معنویت و قدرت روحی مان میافزاید
💢 یادمان باشد #دعا در حق دیگران زمینه برآورده شدن آن را برای خودمان فراهم می کند.💢
🍃🌺🌸✨🍃🌺🌸✨🍃✨
@modafehh
ماه رمضان با شهید سیاهکالی
سبک زندگی برگرفته از کتاب یادت باشد
شماره 22
احترام به همسر
در سیره عملی شهید سیاهکالی نسبت به همسر در خاطرات ایشان نقل شده که در همه حال به فکر همسرشان بودند
مثلا اگر شهید با دوستانشان بیرون می رفتند و آبمیوه یا چیزی می خوردند حتما برای همسرشان که در منزل بودند نیز از آن آبمیوه می خریدند
یا وقتی در هیئت بیسکوییت یا غذای نذری پخش می شد آن را به منزل می آوردند تا با همسرشان میل کنند
@modafehh
حجت الاسلام دارستانی4_5886488760635359968.mp3
زمان:
حجم:
6.3M
🎵کلیپ بسیار شنیدنی👆
✅منشا تمام گناه ها چشم و دل هست..
👆حتما گوش کنید بسیار زیباست👌
@modafehh