eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای که میپرسی ز من کان را کجاست ای که میپرسی ز من _زمان کجاست اون در دل است... دارستانی🌺 @modafehh
💢💢دلیل رفتن حمید آقا به سوریه💢💢 حمید آقا عاشق اهل بیت ع و گوش به فرمان رهبر عزیزمان امام خامنه ایی بودن...وقتی شرایط منطقه رو به این شکل میدیدن تحمل نداشتن و مدام پیگیر اخبار بودن تا ببینن شرایط چه طور پیش میره که خیلی علاقه داشتن برای دفاع به سوریه برن ولی چند باری که نشده بود میگفتن به خدا قسم من باید برم سوریه و عراق و یمن فرق نداره ..من تحمل این همه بی شرمی و هتک حرمت و قتل رو ندارم...و وقتی تهمت بعضی از مردم رو نسبت به مدافعان حرم میشنید خیلی متاثر میشد و میگفت بخدا پولی نمیدن که طرف بخواهد خودشو به خطر بندازه...حتی برگه حق ماموریت رو امضا نکرد تا پولی نگیره و گفت من فقط برای قرب الهی میرم..حضرت امیر المومنین ع فرمودن اجازه ندید دشمن به خانه هایتان برسه منم شیعه هستم و پیرو ،پس لبیک میگم...لبیک یا حیدر لبیک، یا حسین،لبیک یا زینب @modafehh
اکنون گلزار شهدا دعاگویتان هستیم🌹👇
انتظارات_امام_زمان_از_شیعیان چرا مؤمن پس از نمازهایش برای فرج امام زمان علیه‌السلام دعا نمی‌کند؟ صاحب «مکیال‌المکارم» از قول یکی از زن‌های مؤمنه که در عالم رؤیا و در زمان تسلّط کفّار بر این مملکت این خواب را دیده بود، نقل می‌کند که کسی در آنجا این مطلب را فرموده بود: «اگر مؤمن همان طور که وقتی خودش مریض یا مقروض یا گرفتاری دیگری دارد برای رفع گرفتاری خود بر دعا کردن مواظبت می‌نماید، به همان شکل فراق امام زمان علیه‌السلام باعث غم و ناراحتی او شده و قلبش را شکسته و حالش را پریشان نموده باشد و برای فرج مولایش پس از نمازهایش دعا کند، چنین دعایی در این حالت موجب یکی از آن دو امر می‌شود: یا موجب می‌شود امام زمانش سریعتر ظهور فرماید، و یا غم و ناراحتی آن مؤمن با برطرف شدن گرفتاری‌هایش، و نجات از فتنه‌ها مبدّل به خوشحالی می‌شود.» 👇 مطلع‌الفجر، ص 179 @modafehh
[هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ....] او كسی است كه... زنده می‌كند و می‌میراند... -: مگہ تو اونے نیستے ڪه میڪني!؟ من تو زنده ام ڪن با عشقتـــ.. غافر(۶۸) @modafehh
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
#داستان_دنباله_دار_نسل_سوخته🔻 #قسمتــــ_صدوسوم 👈این داستان⇦《 Breaking time 》 ـــــــــــــــــــ
🔻 👈این داستان⇦《 استوکیومتری 》 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📎حسبنا الله ... نعم الوکیل ... نعم المولی و نعم النصیر ... و لا حول و لا قوه الی بالله العلی العظیم ...✨ 🔹نیم ساعت به زمان همیشگی ... بین خواب و بیداری ... این جملات توی گوشم پیچید ... بلند شدم و نشستم ... قلبم آرام بود ... و این ... آغاز نبرد ما بود ... 🔸با اینکه شاگرد اول بودم ... اما با همه قوا روی شیمی تمرکز کردم ... تمام وقتی رو که از مدرسه برمی‌گشتم ... حتی توی راه رفت و آمد ... کتاب📖 رو جلوتر می‌خوندم ... ♦️با مقوای نازک ... کارت‌های کوچیک درست کردم ... و توی رفت و آمد، اونها رو می‌خوندم ... هر مبحثی رو که می‌دیدم ... توی کتاب‌های📚 دیگه هم در موردش مطالعه می‌کردم ... تا حدی که اطلاعاتم در مورد شیمی فراتر از حد کتاب درسی بود ...🔻 🔶کل جدول مندلیف رو هم با تمام عناصرش ... ردیف و گروهش ... عدد اتمی و جرمی و ... حفظ کردم ... توی خواب هم اگه ازم می‌پرسیدی عنصر * ... می‌تونستم توی ۳۰ ثانیه کل اطلاعاتش رو تکرار کنم ...🤓 💠 هر سوالی که می‌داد ... در کمترین زمان ممکن اولین دستی که در حلش بلند می‌شد ... مال من بود ... علی‌الخصوص استوکیومتری‌های چند خطیش رو ...〰 ⚪️من مخ ریاضی بودم ... به حدی که همه می‌گفتن تجربی رفتنم اشتباه بود ... ذهنی ... تمام اون اعداد اعشاری رو در هم ضرب و تقسیم✖️➗ می‌کردم ... 🔸بعد از نوشتن سوال ... هنوز گچ رو زمین نگذاشته بود ... من، جواب آخرش رو می‌گفتم... و صدای تشویق بچه‌ها👏👏 بلند می‌شد ... کم‌کم داشت عصبی می‌شد ... رسما بچه‌ها برای درس شیمی دور من جمع می‌شدند ... هر چی اون بیشتر سخت می‌گرفت تا من رو بشکنه ... من به خودم بیشتر سخت می‌گرفتم ... و گرایش بچه‌ها هم بیشتر می‌شد...😊👌 بارها از در کلاس که وارد می‌شد ... من پای تخته ایستاده بودم ... و داشتم برای بچه‌ها ... درس جلسات قبل رو تکرار می‌کردم ... تمرین حل می‌کردم و جواب سوال‌ها رو می‌دادم ...🍃 ✨توی اتاق پرورشی بودم ... که فرامرز با مغز اومد توی در ... 🔹- مهران یه چیزی بگم باورت نمیشه ... همین الان سه نفر به نمایندگی از بچه‌های پایه دوم، دفتر بودن ... خواستن کلاس فوق برنامه و رفع اشکالشون با تو باشه ... گفتن وقتی فضلی درس میده ما بهتر یاد می‌گیریم ... تازه اونم جلوی چشم👀 خود دبیر شیمی ... قیافه‌اش دیدنی بود ... داشت چشم هاش از حدقه در می اومد ...👌 خبر به بچه‌های پایه اول که رسید ... صدای درخواست اونها هم بلند شد ...🗣🗣 ۰۰۰┅═══(✼❉❉✼)═══┅۰۰۰ ـ ـ @modafehh
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
#داستان_دنباله_دار_نسل_سوخته🔻 #قسمتــــ_صدوچهارم 👈این داستان⇦《 استوکیومتری 》 ـــــــــــــــــــ
🔻 👈این داستان⇦《 عناصر آزاد 》 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📎درگیریش با من علنی شده بود ... فقط بچه‌ها فکر می‌کردن رقابت شیمیه ... بعضی‌ها هم می‌گفتن ... - تدریس تو بهتره ... داره از حسادت بهت می‌ترکه ...😡😠 🔹کار به آوردن سوال‌های المپیاد کشیده بود ... سوال‌ها رو که می‌نوشت ... اکثرا همون اول ... قلم‌ها رو می‌گذاشتن زمین ... اما اون روز ... با همه روزها فرق داشت ...✨ این سوال سال * المپیاد کشور * ... با پوزخند خاصی بهم نگاه کرد😏 ... - جزء سخت‌ترین سوال‌ها بوده ... میگن عده کمی تونستن حلش کنن ... نگاه‌های بچه‌ها چرخید سمت من ... و نگاه من، بدون اینکه پلک بزنم ... به تخته گره خورده بود ...😐 🍃- خدایا ... این یکی دیگه خیلی سخته ... به دادم برس ... 🔻آقا چرا یه سوالی رو میارید که خودتون هم نمی‌تونید حل کنید؟ ... گند می‌زنید به روحیه ما ‼️... 🔸و بچه‌ها باهاش هم صدا شدن ... هر کدوم در تایید حرف قبلی یه چیزی می‌گفت ... و من همچنان به تخته زل زده بودم ... فرامرز از پشت زد روی شونه‌ام و صداش رو بلند کرد...🗣 🔸- بیخیال شو مهران ... عمرا اگه این سوالش مال سن ما باشه ... المپیاد دانشجوها یا بالاتر بوده ... بین سر و صدای بچه‌ها ... یهو یه نکته توی سرم جرقه زد...⚡️⚡️ 🔻- آقا اصلا غیر از اورانیوم ... عناصر پرتوزا در طبیعت به طور آزاد یافت نمیشن ... عناصر این گروه اصلا وجود خارجی ندارن و فقط به صورت آزمایشگاهی تولید میشن ... مطمئنید عنصرهایی که توی گزینه هاست درسته❓ ... ⭕️میگم احتمالا طراح سوال ... موقع طرح این ... مست بوده عقلش رفته بوده تعطیلات ... آقا یه زبون به برگه‌اش می‌زدید ... می‌دید مزه شراب میده یا نه❓ ... 🔹جملاتی که با حرف اشکان ... شرترین بچه کلاس کامل شد ... - شایدم اونی که پای تخته نوشته ... دیشب زیادی خورده بوده ...😂 🔸و همه زدن زیر خنده ... برای اولین بار ... سر کلاس ... با حرف‌هایی که خودش می‌زد ... و جملاتی که دیگران رو مسخره می‌کرد ... مسخره‌اش کردن ... جذبه و هیبتش شکست ⚡️... کسی که بچه‌ها حتی در نبودش بهش احترام می‌گذاشتن ... ▫️از اینکه خلق و خوی مسخره کردن بین بچه‌ها شایع شده بود ... و قبح شراب خوردن ریخته بود ... ناراحت بودم ... اما این اولین قدم در شکست اون بود ...👌 ۰۰۰┅═══(✼❉❉✼)═══┅۰۰۰ ـ ـ @modafehh
بنام خدا ،به یاد خدا،برای خدا...🌸🍃
❤️ باز در من چشم وا ڪن تا تماشايت ڪنم دردِ ديدن را دوا ڪن تا تماشايت ڪنم آشڪارا آشڪارے،مثل روز روشنے رازها را برملا ڪن،تا تماشايت ڪنم چشم باطن بين نمے‌خواهم،تو پنهان نیستے چشم ظاهر بين عطا ڪن تا تماشايت ڪنم! چشم‌ بندے هاے دنيا مهلت ديدن نداد زود‌تر محشر بہ پا ڪن تا تماشايت ڪنم تندے نور تو زد چشم مرا اے آفتاب جلوه در آيينہ‌ها ڪن تا تماشايت ڪنم بیا عجل لولیک الفرج 🤲🏻💔 @modafehh