حاج مهدی رسولی2544195.mp3
زمان:
حجم:
6.5M
زمینه | این سینه زن شکسته بالت
بامداحی: حاج مهدی رسولی
پست ویژه شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام🥀🖤
@modafehh
هدیه نماز اول وقت به نیت شهید جواد الله کرم ❤️❤️
ختم قرآن
@begharar3
هرکس مِهر امام خمینی(ره) ومقام معظم رهبری را در دل نداشته باشد مطمئـن باشد اگر در زمان یکی از امامان معصوم هم باشد مِهر آنها را در دل نخواهد داشت...
#شهید_مصطفی_چگینی
@modafehh
✅قویت معده و رفع تشنگی
✍امام صادق (علیه السلام) فرمودند: سویق عدس تشنگی را برطرف و معده را تقویت می کند و در آّن شفای هفتاد بیماری است و صفرا را خاموش و درون را خنک می کند و هرگاه حضرت علیه السلام مسافرت می کرد آن را همراه داشت و همیشه به هر کدام از خادمانش که به هیجان خون مبتلا می شد می فرمود: سویق عدس بخور چرا که هیجان خون را ساکن و حرارت را خاموش می کند.
📚منبع:الکافی(ط_الاسلامیه) ج۶ص۳۰۷
🍉 @modafehh 🍒
پيامبراکرم(ص)
اى على! هرگاه وقت نمازت رسيد آماده آن شووگرنه شيطان تو را سرگرم مى كند و هرگاه قصدكار خيرى كردى، شتاب كن،وگرنه شيطان تو را از آن باز مىدارد
📚ميراث حديث شيعه، ج2، ص 20
هدیه نماز اول وقت به نیت:
🍁امام صادق علیه السلام🍁
@modafehh
#داستان_دنباله_دار_نسل_سوخته🔻
#قسمتــــ_صدوچهلودو
👈این داستان⇦《 مرده متحرک 》
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📎با سرعت از پلههای اتوبوس رفتم پایین ... چشم چرخوندم توی جمع تا سعید رو پیدا کنم ... تا اومدم صداش کنم دکتر اومد سمتم ... و از پشت، زد روی شونهام ...
💢آقا مهران حسابی از آشنایی با شما خوشحال شدم ... جدی و بیتعارف ... در ضمن، ممنون که ما و بچهها رو تحمل کردی ... بازم با گروه ما بیا ... من تقریبا همیشه میام و ...
🔹خستهتر از اون بودم که بتونم پا به پای دکتر حرف بزنم ... و اون با انرژی زیادی، من رو خطاب قرار داده بود ...
توی فکر و راهی برای خداحافظی بودم که سینا هم اضافه شد ...😳
🔸با اجازهتون من دیگه میرم ... خیلی خستهام ...😞
▫️سینا هم با خنده ادامه حرفم رو گرفت ... حقم داری ... برای برنامه اول، این یکم سنگین بود ... هر چند خوب از همه جلو زدی ... به گرد پات هم نمیرسیدیم...
🔻تا اومدم از فرصت استفاده کنم ... یکی دیگه از پسرها که با فاصله کمی از ما ایستاده بود ... یهو به جمعمون اضافه شد ...👥
🔹بیخود ... کجا؟ تازه سر شبه ... بریم همه پیتزا مهمون من... آره دیگه بچه پولداری و ...
🔸راستی ... ماشینت کو؟ ... صبح بی ماشین اومدی؟ ... شاسی بلند واسه مخ زدنه ... اینها که دیگه مخی واسشون نمونده من بزنم ...😂😂
🔻یهو به خودم اومدم دیدم چند نفر دور ما حلقه زدن ... منم وسط جمع ... با شوخیهایی که از جنس من نبود ... به زحمت و با هزار ترفند ... خودم رو کشیدم بیرون و سعید رو صدا کردم ...🗣 فکر نمی کردم بیاد ... اما تا گفتم ...
سعید آقا میای؟ ...
🍀چند دقیقه بعد، سوار ماشین شدیم داشتیم برمیگشتیم ... سعید سرشار از انرژی ... و من ... مرده متحرک ...
🔻جمعه بعد رو رفتم سرکار ... سعید توی حالی بود که نمیشد جلوش رو گرفت ... یه چند بار هم برای کنکور بهش اشاره کردم ... ولی توجهی نکرد ... اون رفت کوه ... من، نه...
💢ساعت ۱۲:30 شب، رسید خونه ... از در اتاق تو نیومده، چراغ رو روشن کرد و کوله🎒 رو پرت کرد گوشه اتاق ... گیج و منگ خواب ... چشمهام رو باز کردم ... نور بدجور زد توی چشمم...✨✨
۰۰۰┅═══(✼❉❉✼)═══┅۰۰۰
#ادامــــــہ_داردـ ـ ـ
@modafehh