✅قویت معده و رفع تشنگی
✍امام صادق (علیه السلام) فرمودند: سویق عدس تشنگی را برطرف و معده را تقویت می کند و در آّن شفای هفتاد بیماری است و صفرا را خاموش و درون را خنک می کند و هرگاه حضرت علیه السلام مسافرت می کرد آن را همراه داشت و همیشه به هر کدام از خادمانش که به هیجان خون مبتلا می شد می فرمود: سویق عدس بخور چرا که هیجان خون را ساکن و حرارت را خاموش می کند.
📚منبع:الکافی(ط_الاسلامیه) ج۶ص۳۰۷
🍉 @modafehh 🍒
پيامبراکرم(ص)
اى على! هرگاه وقت نمازت رسيد آماده آن شووگرنه شيطان تو را سرگرم مى كند و هرگاه قصدكار خيرى كردى، شتاب كن،وگرنه شيطان تو را از آن باز مىدارد
📚ميراث حديث شيعه، ج2، ص 20
هدیه نماز اول وقت به نیت:
🍁امام صادق علیه السلام🍁
@modafehh
#داستان_دنباله_دار_نسل_سوخته🔻
#قسمتــــ_صدوچهلودو
👈این داستان⇦《 مرده متحرک 》
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📎با سرعت از پلههای اتوبوس رفتم پایین ... چشم چرخوندم توی جمع تا سعید رو پیدا کنم ... تا اومدم صداش کنم دکتر اومد سمتم ... و از پشت، زد روی شونهام ...
💢آقا مهران حسابی از آشنایی با شما خوشحال شدم ... جدی و بیتعارف ... در ضمن، ممنون که ما و بچهها رو تحمل کردی ... بازم با گروه ما بیا ... من تقریبا همیشه میام و ...
🔹خستهتر از اون بودم که بتونم پا به پای دکتر حرف بزنم ... و اون با انرژی زیادی، من رو خطاب قرار داده بود ...
توی فکر و راهی برای خداحافظی بودم که سینا هم اضافه شد ...😳
🔸با اجازهتون من دیگه میرم ... خیلی خستهام ...😞
▫️سینا هم با خنده ادامه حرفم رو گرفت ... حقم داری ... برای برنامه اول، این یکم سنگین بود ... هر چند خوب از همه جلو زدی ... به گرد پات هم نمیرسیدیم...
🔻تا اومدم از فرصت استفاده کنم ... یکی دیگه از پسرها که با فاصله کمی از ما ایستاده بود ... یهو به جمعمون اضافه شد ...👥
🔹بیخود ... کجا؟ تازه سر شبه ... بریم همه پیتزا مهمون من... آره دیگه بچه پولداری و ...
🔸راستی ... ماشینت کو؟ ... صبح بی ماشین اومدی؟ ... شاسی بلند واسه مخ زدنه ... اینها که دیگه مخی واسشون نمونده من بزنم ...😂😂
🔻یهو به خودم اومدم دیدم چند نفر دور ما حلقه زدن ... منم وسط جمع ... با شوخیهایی که از جنس من نبود ... به زحمت و با هزار ترفند ... خودم رو کشیدم بیرون و سعید رو صدا کردم ...🗣 فکر نمی کردم بیاد ... اما تا گفتم ...
سعید آقا میای؟ ...
🍀چند دقیقه بعد، سوار ماشین شدیم داشتیم برمیگشتیم ... سعید سرشار از انرژی ... و من ... مرده متحرک ...
🔻جمعه بعد رو رفتم سرکار ... سعید توی حالی بود که نمیشد جلوش رو گرفت ... یه چند بار هم برای کنکور بهش اشاره کردم ... ولی توجهی نکرد ... اون رفت کوه ... من، نه...
💢ساعت ۱۲:30 شب، رسید خونه ... از در اتاق تو نیومده، چراغ رو روشن کرد و کوله🎒 رو پرت کرد گوشه اتاق ... گیج و منگ خواب ... چشمهام رو باز کردم ... نور بدجور زد توی چشمم...✨✨
۰۰۰┅═══(✼❉❉✼)═══┅۰۰۰
#ادامــــــہ_داردـ ـ ـ
@modafehh
#داستان_دنباله_دار_نسل_سوخته🔻
#قسمتــــ_صدوچهلوسه
👈این داستان⇦《 امثال تو 》
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📎صدام خسته و خواب آلود ... از توی گلوم در نمیاومد ...
- به داداش ... رسیدن بخیر ...✋
🔹رفت سر کمد، لباس عوض کردن ...
- امروز هر کی رسید سراغ تو رو گرفت ... دیگه آخر اعصابم خورد شد ... میخواستم بگم دیوونهام کردید ... اصلا مرده... به من چه که نیومده ...😖
🔸غلت زدم رو به دیوار ... که نور✨ کمتر بیوفته تو چشمم ... مخصوصا این پسره کیه؟ ... سپهر ... تا فهمید من داداش توئم ... اومد پیله شد که مهران کو ... چرا نیومده ...😳
▫️راستی دکتر هم اینقدر گیر داد تا بالاخره شمارهات رو دادم بهش ...📲
🔻ته دلم گفتم ... من دیگه بیا نیستم ... اون یه بار رو هم فکر کردم رضای خدا به رفتن منه ...
و چشمهام رو بستم ...😑
💢نیم ساعت بعد، سعید هم خوابید ... اما خواب از سر من پریده بود ... هنوز از پس هضم وقایع هفته قبل برنیومده بودم... نه اینکه از چنین شرایطی توی اجتماع خبر نداشته باشم، نه ... پیش خودم گیر بودم ... معلق بین اون درگیرهای فکری ... و همهاش دوباره زنده شد ...⚡️⚡️
💠فردا ... حدود ظهر ... دکتر زنگ📱 زد ... احوالپرسی و گله که چرا نیومدی ... هر چی میگفتم فایده نداشت ... مکث عمیقی کردم ...
- دکتر ... من نباشم بقیه هم راحت ترن ...😔
🔹سکوت کرد ... خوشحال شدم ... فکر کردم الان که بیخیال من بشه ...
نه اتفاقا ... یه مدلی هستی آدم دلش واست تنگ میشه...❣
🔸اون روز، حسابی من رو بردی توی حال و هوای اون موقع... شاید دیگه بهم نیاد ولی منم یه زمانی رفته بودم جبهه ...😳
🔹و زد زیر خنده ... من، مات پای تلفن ... نمیفهمیدم کجای حرفش خنده داره ...😳😂
آدم جبهه رفتهای که خون شهـــ🌷ــدا رو دیده ... اما بعد از جنگ، اینقدر عوض شده ... بیشتر اعصابم رو بهم میریخت ...😣
🔻دیروز به بچهها گفتم ... فکر نمیکردم دیگه امثال تو وجود داشته باشن ... نه فقط من، بقیه هم میخوان بیای ...
مهرت به دل همه افتاده ...💖
۰۰۰┅═══(✼❉❉✼)═══┅۰۰۰
#ادامــــــہ_داردـ ـ ـ
@modafehh
داداش جواد امشب مهمون امام حسین هست💔 .امشب کربلاست😭😭
دلم گرفته میخوام ی خط روضه بخونم ........
میگن مهمون دو جا عزیزه
امشب هر چی از امام حسین (ع)بخواد بهش میده .
امشب هر چی از مادر حضرت زهرا (س)بخواد بهش میده .
💔💔امشب بیاین برا هم دعا کنیم 🤲🏻
بیایم از این شهید بخوایم
من که خیلی دلم گرفته ......😭
دلم گرفته .....
مثل بچه مرده ها گریه ام گرفته
کدوم گناهم .منو از تو و تو رو از من گرفته
حالم بده شبیه آسمون ......
بارون زده تو چشم بی نشون .....
زهرا بیا کنار من بمون ....
زهرا بیا کنار من بمون.....
التماس دعا💔💔
یا زهرا سلام الله علیها
@modafehh
الهی!
اَتُحرِقُ بِالنّارِ عَینی وَ قَد بَکَتِ الحُسَین؟!
خدایا!
آیا چشمی را که
برای حسین(ع) گریه کرده
در آتش میسوزانی؟....
#روحی_فداک_یااباعبدلله 🌱
@modafehh ☘
سلام
امشب هیئت مجازی داریم توی کانال......
🥀 ساعت
21:30
منتظر هستیم ان شاءالله همه تشریف بیارید🌺 به نیت شهدا 🌹
دوستانتون هم دعوتت کنید ......
رفقای امام حسینی ...
ختم قرآن هم تا امشب وقت هست.
🥀 @modafehh 🥀