1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ آیت الله فاطمینیا (ره):
به مادرت جواب تلخ بدی نورت خاموش میشه، به پدرت جواب تلخ بدی نورت خاموش میشه حتی اگه حق با تو باشه...
#سخنرانی
#کلام_بزرگان
|@modofeh|
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی❤️
قرار بود روز جمعه حمید با یکی از دوستانش برود قم. داشتم توی آشپزخانه برایش کتلت درست می کردم. ساکش را که بستم از فرط خستگی کنار پذیرایی دراز کشیدم. حمید داشت قرآنش را می خواند. وقتی دید آنجا خوابم گرفته، آمد بالای سرم و گفت: «تنبل نشو. بلند شو وضو بگیر راحت بخواب.»
با خنده و شوخی می خواست بلندم کند. گفت: به نفع خودت است که بلند شوی و با وضو بخوابی وگرنه باید سر و صدای مرا تحمل کنی. شاید هم مجبور شوم پارچ آبی را روی سرت خالی کنم. حدیث داریم بستر کسی که بی وضو می خوابد مثل قبرستان مردار و بستر آنکه با وضو بخوابد همچون مسجد است و تا صبح برایش ثواب می نویسند.
آنقدر گفت و سرو صدا کرد که به وضو گرفتن رضایت دادم.🌷😅
|@modofeh|
خواهرش پیراهن برایش فرستادهبود، من هم یک شلوار خریدم تا وقتی از منطقه آمد، با هم بپوشد؛ لباسها را که دید، گفت: توی این شرایط جنگی وابستم میکنید به دنیا، هرجور بود راضیاش کردیم لباسها را پوشید و رفت؛ وقتی آمد دوباره همان لباسهای کهنه تنش بود، چیزی نپرسیدم خودش گفت: یکی از بچههای سپاه عقدش بود لباس درست و حسابی نداشت.
شهید #مهدی_زین_الدین🌷
|@modofeh|
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ خاطره عجیب از برادر شهید ابراهیم هادی و درد هجرانی که منجر به فوت مادر شد...
#شهید_ابراهیم_هادی
|@modofeh|
هدایت شده از - حضرتِ۱۱۰ 🇵🇸 -
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- حکایت تاب زلفان علی است ..
جهان مدهوش مژگان علی است
تو می دانی که عشقوعاشقی چیست؟
هدف از عشق چشمان علی است (:
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
🌷از اول نامزدیمون…
با خودم کنار اومده بودم که من…
اینو تا ابد کنارم نخواهم داشت…
یه روزی از دستش میدم…
اونم با شهادت…
وقتی که گفت میخواد بره…
انگار ته دلم…آخرین بند پاره شد…
انگار میدونستم که دیگه برنمیگرده…
اونقد ناراحت بودم…
نمیتونستم گریه کنم…
چون میترسیدم اگه گریه کنم…
بعداً پیش ائمه(ع) شرمنده شم…
یه سمت ایمانم بود و یه سمت احساسم…
احساسم میگفت جلوش وایسا نذار بره…
ولی ایمانم اجازه نمیداد…
یعنی همش به این فکر میکردم که قیامت…
چطور میتونم تو چشای امیرالمؤمنین(ع)نگاه کنم و…
انتظار شفاعت داشته باشم…
در حالی که هیچ کاری تو این دنیا نکردم…
اشکامو که دید…
دستامو گرفت و زد زیر گریه و گفت…
“دلمو لرزوندی ولی ایمانمو نمیتونی بلرزونیا🥲
|@modofeh|