3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📸 وقتی مادر شهید تصویر فرزند شهیدش رو در بیلبورد کنار خیابان میبیند...😔💔بمیرم برا دلت مادر
#شهیدا_را_یاد_کنید_با_ذکر_صلوات
#راه_شهیدان_ادامه_دارد
#دختران_انقلاب 😭😭😭
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔊امر به معروف فروشنده #کشف_حجاب در #پاساژ_تیراژه خیابان پونک تهران
🤦♀جالبه میگه میدونم حجاب حرف خداست ولی ی موقع هایی دلم میخواد برمیدارم
✌️با ی تلنگر و صحبت ساده سرش کرد.....چرا بی تفاوت از کنارشون رد میشیم وقتی انقدر دل هاشون آماده ست
💯مطمئن باشید اگر مدام توسط #مردم و #مشتری ها #امر_به_معروف بشن دیگه هیچ وقت روسری از سرش بر نمیداره هزاران البته که باید #مسئولین مربوطه هم از جنبه #قانونی این موارد پیگیری کنند که قطعا #مکمل کار فرهنگی ست.
❌یادتون نره به شیوه های #دختران_انقلاب امر به معروف کنید و این واجب زمین نذارید
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
>>°•طنر جبهه•°<<
به روی مرگ خندیدند و رفتند....
[مصاحبه جالب و طنز از یک رزمنده در جبهه دفاع مقدس]
#جبهه
#شهدا
#پیشنهاد_دانلود
|•جبههفرهنگیشهیدسیاهکالیمرادی•|🇮🇷🇵🇸
🌹 شب قدر روی خودت حساب نکن...
میخوای بیشترین رحمت الهی را در شب قدر مال خودت کنی؟👆
استاد پناهیان
#پارت_دوم
#تو_شهید_نمیشوی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
اما رفتار و اخلاقی اصلا مثل اون ها نبود,مایه ننگشون بودم
شروع کردم تو کتابخانه به گشتن،یک کتاب نظرم را جلب کرد طرح ساده ای داشت اما بدجوری جذبم کرده بود😅(یادت باشد،به روایت همسر شهید سیاهکالی نوشته محمد رسول ملاحسنی)
تونستم همون موقع مقدمه کتاب رو بخونم😃
سین اول
سین دوم...
رفتم سراغ صحبت های همسر شهید ،یکجا از اون صحبت ها دلم گیر کرده(همسر شهید:چون حمید گفته بود فرزانه خاطراتمونو یکجا ثبت کن راضی شدم با شما صحبت کنم)
پیش خودم گفتم ببین چند سال با هم زندگی کردن که به اینجور چیزا هم فکر میکنن😏
درست و حسابی نتوانستم بخونمش جمعیت بود دیگه...(کتابو از زن داییم قرض گرفته بودم)
صبحش که از خواب بلند شدم فک کنم جمعه بود،شروع کردم به خواندن کتاب(من اگر از کتابی خوشم بیاد در عرض دو روز یا دو هفته کتابو تموم میکنم،کتاب یادت باشد هم از اون کتاب بود.🙂)
هنوز به فصل غربت و شهادت نرسیده بودم💔کتاب خیلی قشنگ نوشته شده بود نمیدونم شاید کلا خاصیت آقا حمید این بود که منو مجنون کنه
میتونم خدا را شاهد بگیرم کل کتاب من فقط خندیدم برای یک آدم افشره این خنده ها خیلی بود.☺️
به فصل غربت و شهادت که رسیدم دنیا برام تیره و تار شد خدا رو قسم میدادم میگفتم از عمر من بردار من بفهمم آقا حمید زنده میمونه😢
پیش خودم گفتم آخه نامرد دیگه کار از کار گذشته ،خجالتم میشد جلو مادرم گریه کنم...غرور خورد شدم اجازه نمیداد😭
زیر نور ماه کتابو میخوندمو گریه میکردم،گریه نه ضجه میزدم....
درد و دل میکردم میگفتم ببخشید من خیلی به شما بد کردم 😭💔...
خود آقا حمید شاهده کتاب های خیلی زیادی خواندم اما اولین بار که پای یک کتاب اشکام در اومد کتاب آقا حمید بود(بعد ها فهمیدم آقا حمید رقیق شهید زن دایی است)
از حالت افسردگی در اومده بودم.😜
تمام نماز هامو میخوندم اونم اول وقت😳
باورم نمیشد این زندگی با این همه قشنگی عمرش فقط دو سال باشه🤭
اونقدر این کتاب برام ارزش پیدا کرد که اگه بهم میگفتن اندازه کوه احد بهت طلا میدیم فقط اون کتاب رو از خودت دور کن میگفتم بهشون،دنیا و همه چیزش برای شما آقا حمید و اربابش و خدای خوبش برای من....
اون کتاب شد همه چیز من،شناسنامه دیگه من،تاریخ تولد دوباره،همه چیزم اون کتاب شد😶
آقا حمید برادری کرد برام،اونجایی لازم بود سیلی زد بهم اونجایی لازم بود تشویقم کرد
تو زندگیم یک تحول عظیم اتفاق افتاد😇
#ادامه_دارد
https://eitaa.com/modofeh
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی فردوسی پور در نقش بازجو و به نیابت از خبرنگاران اینترنشنال ظاهر میشود و میخواهد از جهانبخش اعتراف بگیرد
جهانبخشم خوب جوابشو میده
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای انقلابتون چکارا کردی ؟
شلوارک پوشیدم :)