افسوس که سرمایه زکف بیرون شد
در پای اجل بسی جگرها خون شد
کس نامد از آن جهان که پرسم از وی
کاحوال مسافران دنیا چون شد
" آخرین نجواها "
_پیشکش به آخرین نوشته های او
با نهایت ادب ؛
خورشید رو به غروب
گوشه آرام من
ساقی ، گل و سبزه بس طربناک شده است
دریاب که هفته دگر خاک شده است
می نوش و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شده است سبزه خاشاک شده است
" آخرین نجواها "
_پیشکش به https://eitaa.com/N1iyax
با نهایت ادب ؛
خورشید رو به غروب
گوشه آرام من
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
" آخرین نجواها "
_پیشکش به !_Ri
با نهایت ادب ؛
خورشید رو به غروب
گوشه آرام من
تا کی غم آن خورم که دارم يا نه
وين عمر به خوشدلی گذارم يا نه
پرکن قدح باده که معلومم نيست
کاين دم که فرو برم برآرم يا نه
" آخرین نجواها "
_پیشکش به ـــــــــــــ
با نهایت ادب ؛
خورشید رو به غروب
گوشه آرام من