eitaa logo
مفیدانه | mofidane
480 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
1.3هزار ویدیو
5 فایل
کشکولِ خودنویس ها و مطالبی که برای رشد و دانایی‌ مفیده @shahmanzary • موسسه فرهنگی تربیتی صراط • ╭─┅🍃🌸🍃┅─ @mofidane ╰─┅🍃🌸🍃┅─╯
مشاهده در ایتا
دانلود
اینبار دیگه النترا و سوناتا و تویوتا قسمت نشد الان سوار یه ون هستیم و داریم با تمام وجود تکون تکون میخوریم البته مثلا کولر داره هاا ولی راننده عین بابا ها هروقت خوشش میاد کرد کم و زیاد میکنه به سمت مرز خسروی
این تصویر یادتونه بیا تصویر بعدی بگم
فقط بدونین اینا اینقدر پست هستند که از تصویر شابلونی سردار هم میترسند
میگه تحقیق کردیم دیدم تو( من) همچنان از تروریست عنایت میکنیبراب همین برای همیشه حسابتو بستیم حساب کاربری اینستا که توی اربعین امسال از دست دادیم چیزی نیست ما همه زندگیمون مال امام رضاست...
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من الوطن الی الوطن با کلی اتفاقات که در مسیر با رانده داشتیم رسیدیم به ایران عزیزمان
اون عمامه همیشه که بود دیگه نیست در اثر لرزش های زیاد ون از کربلا تا خسروی اونم از هم پاشید و ما از افتخار معمم بودن به افتخار لباس رسمی اعراب مبدل شدیم
هدایت شده از  محمد نظری
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو را تنها نخواهیم گذاشت، ای پسر فاطمه تا زنده‌ایم رزمنده‌ایم @nazaritabrizy ✅ ✅ ✅ ✅
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدونید وظیفه چیه ... بشناسید راهی رو که باید طی کرد ... چشمتو باز کن گوشتو تیز کن ایشون میفرمایند در جایگاه ولی امر مسلمین
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توصیه‌ی پدرانه به فرزندان شما باید....
34.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچه‌ها خاطرخواه دارین؟ من یه خاطرخواه‌هایی می‌شناسم قبل از اینکه شما به دنیا بیاین خودشون رو واستون کشتن کشته‌مرده شماها اینان! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کلام تلخ ولی صادقانه را بپذیر بهانه‌ است چه بهتر بهانه را بپذیر ‌‌ چو بَرده‌ای که امیدش به روز آزادی‌ست صبور باش و به تن تازیانه را بپذیر ‌ ‌
 «ناصر آرام‏» دلارام باش‏ همدم ساقى و مى و جام باش‏ سایه سروى که تو بنشسته‏ اى‏ گرد غم از چهره جان شسته‏ اى‏ بس- به حقیقت- تو بلندى بلند ناوردت دام سخن زیر بند شعرترى کز قلمت ریخته‏ شهد و شکر را به هم آمیخته‏ سبزه و آب و طرف بوستان‏ بزم و تماشاى رخ دوستان‏ هر نفسى را که صبا آورد پرده اندوه، سراپا دَرَد  سبزه و سنبل چو به رقص آورد جلوه نو روى چمن گسترد «هر دم از این باغ، برى مى ‏رسد تازه تر از تازه ‏ترى مى ‏رسد» چهره فرخنده که این باغ راست‏    جام جم و آینه جم نُماست‏ دیده بد بین به جهان، کور باد دیو غَمَ از باده کشان دور باد با دلِ فرخنده همه دوستان‏  جُز من وارفته افسرده جان‏ عادت دیرین، سخنم آورد  نام مِى اندر دهنم آوَرَد وَرنه، نه مِى دوست نه‏ مِى خواره‏ ام‏ بى سر و سامانم و آواره‏ ام‏ عهد مى و میکده بشکسته‏ ام‏  چشم ز روى مى و وى بسته ام‏ دست تهى هستم و افسرده جان‏ اختریم نیست به هفت آسمان‏ گر بسرایم ز گل و گلستان‏ وز رخ ساقى و مى ارغوان‏ هیکل شعرى ست، روانیش نیست‏ کالبدى بوده که جانیش نیست‏ باده کجا، ساده کجا، من کجا چهره بگشاده کجا، من کجا رفته زِیادم مزه خرّمى‏ مرده چو فیروزه دل آدمى‏ بود دلى، رفت و فراموش شد طرفه چراغى بد و خاموش شد پیش من اینک غم و شادى یکی‏ست‏ داغ دلى، شاد نهادى یکى ست‏ دوش که غم پرده ما مى ‏درید خار غم اندر دل ما مى‏خلید در بر استاد خرد پیشه‏ ام‏ طرح نمودم غم و اندیشه ‏ام‏ کاو به کف آیینه تدبیر داشت‏ بخت جوان و خرد پیر داشت‏ پیر خرد پیشه نورانیم‏ شست ز دل زنگ پریشانیم‏ گفت که در زندگى آزاد باش‏ هان، گذران ‏است جهان، شاد باش‏ رو به خودت نسبتِ هستى مده‏ دل به چنین مستى و پستى مده‏ زآنچه ندارى ز چه افسرده ‏اى‏ وز غم و اندوه دل آزرده‏اى؟ گر ببرد ور بدهد دست دوست‏ ور ببرد ور بِنهد ملک اوست‏ ور بکشى یا بکشى دیو غم‏ کَج نشود دست قضا را قلم‏ آنچه خدا خواست، همان مى ‏شود وآنچه دلت خواست، نه آن مى‏ شود