ساعت حدود۱ بامداد بود که مجبور بودیم اطراف حرم دنبال تفنگ فروشی باشیم
همه چی پیدا میشد بجز اسباب بازی فروشی
البته این صحنه های بسیار دلنشین هم دیدیم
تقریبا ساعت ۲ بامداد وسایل را برداشتیم و به طرف یکی از کنار گذرهای کربلا زیاده راه افتادیم برای کرایه ماشین تا برگردیم مرز
از اونجایی که معده ما یکم خاصا باز هست
متوجه شدیم همسفرامون علاقه ای به ون و مینی بوس ندارن
نگاه ها به ماشین های مدل بالا بود
با یه ذکر که همیشه کارشو میکنه یه تویوتا گرفتیم هشت نفره تا منظریه( خسروی)
دقیقا موقع اذان صبح کنار ماشین نماز خوندیم و حرکت کردیم
حوالی ساعت ۱۲ ظهر رسیدیم به مرز
با تمام وجود میتونم بگم
مرز مهران خیلی گرمتر از عراق و مشایه های منتهی به کربلا بود
یکی دو ساعت طول کشید که خودمونو به ماشین برسونیم
(با همه تدابیر که سعی کرده بودیم ماشین را در نزدیک ترین مکان به برگشتمون پارک کنیم ولی باز هم شاید دو ساعت طول کشید که موتور ماشین و بدنه به دمای معمولی برسن )
بعد از یه مسافت خیلی اذیت کننده که از شدت گرمای بدن و موتور حتی کولر ماشین هم کار نمیکرد
توقف اول برای نماز ظهر و شستن ماشین
توقف دوم در تنگه مرصاد برای ناهار ( عصرانه)
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 رهبری: نمیگذارم عدهای خیانتکار،
کشور را تسلیم دشمن کنند!
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سالروز ورود آزادگان
را تبریک عرض میکنیم
26مردادماه سالروز بازگشت
غرورآفرین آزادگان از زندانهای بعثی