قطار میرود، تو میروی، تمام ایستگاه
میرود.. و من چقدر سادھام، که سالهای
سال در انتظارِ تو کنارِ این قطار ایستادهام
وُ همچنان به نردههای ایستگاهِ رفته تکیه
دادھام..
میخواهمت ولی دورۍ ..
خیلی خیلی دور، نھ دستم به دستانت میرود
نه چشمانم به نگآهت .. چارهایی کن !
اسکار بدترین حس دنیا هم میرسه به اون لحظه که احساس میکنی قبلا بیشتر دوست داشت ..
روانشناسی میگه :
« وقتی داری به یه نفر فکر میکنی همزمان اون هم داره به تو فکر میکنه. » وَ این قشنگترین فکت آرامشبخشه :)
الان میخوام توۍ دستم یه گیتار باشه وُ
مودترین آهنگِ بیکلامِ جھان و بزنم و بہ
گذشتهۍ خودم و خودت فکر کنم .