دوستت داشتم ولی تو بھ اندازهی من دوستم
نداشتۍ، باشد که دوستش داشته باشۍ و دوستت نداشتہ باشد.
از ما هیچچیز باقی نمیماند، جز خاطراتۍ که در آن دلیلِ حالِ خوبِ دیگران بودهایم..
دیگر به آمدن یا نیامدنت کارۍ ندارم ..
فقط، ترسم از آن است ؛ در آغوشم باشد وُ
یادِ تو باشم .