گفت : اگر کلمھ بودی ؟ گفتم : خستہ،
فَرتوت، آشفتہ، نگران، بۍتاب، غمزده،
امیدوار، امیدوار، امیدوار، امیدوار . . .
بھ والله خستہتر از اونیم کھ بیام
بگم چرا حالت خوب نیست در حالی
کہ خودم خوب نیستم .
دیگر مرا بہ داشتنِ تو انتظاری نیست،
دیگر نھ من حال عاشقی دارم، نھ تو،
لیاقتِ عاشق شدن (: