محبوبِ من ؛ آنقدر غمگینام امروز که
دلم میخواهد همہچیز را فراموش کنم
و هقهقکنان چنان کودکۍ سرم را در
سینھات پنهان کنم ..
ما از دلگیریِ روزهایمان، بہ "شب" پناه
میبریم وُ از دلتنگیِ شبهایمان بہ "روز"
و اینگونه بود کہ تمامِ جوانیِمان، در ناتمامِ
یك انتظار " تمام " شد .
میگه کھ : با هیچکسم میلِ سخن نیست،
ولیکن تو خارج از این قاعده و فلسفههایی ..