نگرانم کھ به تو هدیه کنم شعرم را، وَ تو
آن را به کسۍ .. وای؛ ولش کن اصلاً :)))
فکر میکنم دیگه حالِ دنیامون انقدر خراب
شده که وقتی حتی میخواییم بخندیم هم
همه مجرم میشمارن مارو، فکر میکنم انقدر
حالِ دنیامون خرابه که حالا حالا خوب نمیشه
فکر میکنم حالِ دنیامون انقدره خرابه کہ ..
هیچی! بیایین امیدوار باشیم فقط .
تو رو دوست دارم، مثل هر چیزِ باارزش وُ
پنهانی که باید مخفیانه دوست داشت ...
درست مثلِ مابینِ سایہ و روح، تو رو دوست
دارم بیآنکه بدونم، چطورۍ، از کی وَ از کجا
تو رو دوست دارم! بدونِهیچ پیچیدگـے ..
بدونِهیچ غروری =) .
با زور شنبه رو چهارشنبه میکنی، بعد دو روز
میخوابی بعد حالا بازم بیا شنبه رو چهارشنبه
کن. خدایا من دیگر نتانم ..