تو را تبعید میکنند به درونت، و گمان میکنند کہ تاریک شدهایی، نمیدانند که یک نفر در سرزمینِ وجودت مزرعھی کشتِ نور دارد ..
شب سردیست وُ من با دلِ سرد، به خودم میگویم : خبرۍ نیست، بخواب
باز هم خواب محبت دیدی . . 🚶🏿♀