براۍ آخرین بار با چشمان غمبار؛ به او نگریست و توانست با آخرین نفسش به او بگوید :
- فقط خدا میداند کھ چقدر دوستت میداشتم :))
ـ عَزیزِ¹²⁸ ـ
_________ __ یھ روز، که داشتم یه آهنگ بیکلام رو گوش میدادم وَ اون آهنگ خیلۍ به دلم نشسته بود، به
قبلاً برام تو یھ پیامۍ ، جملهایی نوشته بودی ک تا الان بعد از 4 سالهم تو خاطرم دارمش .
اون نامه این بود :
[ M☆a☆h☆d☆i☆s☆
من بھ جز چت کردن، نوازش هم بلدم ]
وَ اون موقعی کھ این جمله رو خوندم، یه لبخند عَمیق و بلندی صورتِ من و گرفت ..
آرامش بودی برام اونموقعها وَ من خیلی دوست داشتم و خواهم داشت عزیزم (:
- نقطہ .
• M O F R A D
تو را بارها بھ یاد میآورم، اما نمیتوانم به سراغت بیایم ! زیرا میانِ ما دردۍ اتفاق میافتد کھ هر دوۍ ما را میکشد ..
من و از چـے میترسونی ؟'
من کسایی رو از زندگیم حذف کردم که تیکھایی از قلبم بودن :)))
همهی ما توۍ زندگیمون یکی و داشتیم که برای بودنش، جون کندیم، بغض کردیم، گریه کردیم، جنگیدیم.
ولی در آخر سهممون جز هیچی نشد ..