همهی ما توۍ زندگیمون یکی و داشتیم که برای بودنش، جون کندیم، بغض کردیم، گریه کردیم، جنگیدیم.
ولی در آخر سهممون جز هیچی نشد ..
سختترین کارِ دنیا اینه کہ منطقۍ رفتار کنی در حالی که احساسات دارن خفهت میکنن (:
قدرِ آدمهای زندگیتون وُ که اهل گفتوگو هستن رو بدونید.
اونایی که ازتون میخوان توضیح بدین چی ناراحتتون کرده و مشکل از کجاست.
اونایی کھ گوش میکنن با دقت به حرفهاتون و بعد حرف میزنن.
به نظرم اهل گفتوگوی سالم بودن، یہ آپشنه ..
پارادوکس یعنۍ :
تمام روز بھ دوست داشتنت مشغول باشم وَ آخر شب بفهمم ندارمت :) !
دلم براۍ تو تنگ شده است اما نمیدانم چھ کاری انجام بدهم .
مثل پرندھی لالم که میخواهد آواز بخواند ولـے نمیتواند ..
از بعضـے آدمها انقدر دور میشی که باورش سختہ ! یه زمانی تموم خندههات وُ حرف زدنهات وُ شب وُ روزت باهاشون گذشته :)