حالت خوبھها، یهو یه عکس، یه آهنگ، یه اسم، خِرِت و میگیره و حالت عوض میشه !
آخه چیه این دلتنگۍ ..
بعضـے وقتها میدونی اشتباههها، ولی نمیتونی ازش دست بکشی .. مثل اون فیلمی که با وجود کلی درس نخونده ،
شب امتحان میبینی قشنگه ؟ عجیبه ؟ استرس داره، نه ؟ :)
خلیلِ جبران، چقدر دور و چقدر دیر مینویسد،
« اکنون کجایۍ ای خودِ دیگرِ من ؟
آیا در این سکوت شب، بیدارۍ ؟ :)