بعضـے وقتها میدونی اشتباههها، ولی نمیتونی ازش دست بکشی .. مثل اون فیلمی که با وجود کلی درس نخونده ،
شب امتحان میبینی قشنگه ؟ عجیبه ؟ استرس داره، نه ؟ :)
خلیلِ جبران، چقدر دور و چقدر دیر مینویسد،
« اکنون کجایۍ ای خودِ دیگرِ من ؟
آیا در این سکوت شب، بیدارۍ ؟ :)
یه چیزایی هست کہ تو نمیدونی، مثل این که در طولِ روز چقدر بهت فکر میکردم ..
تَلخہ، نه ؟
_________ ___
یادمه قبلا که سنم هم پایین بود موزیکهای رپ گوش میدادم و تو هم خوشت نمیومد و نمیزاشتی ..
و اون موقعها من ایتا یه کانال داشتم که گاهی اوقات اون آهنگ رپها رو میزاشتم کانال و کپشن آهنگِ مینوشتم، مخاطب ! لطفا تو گوشش نده ..
چرا ؟ چرا میخواستی گوشش بدۍ ؟ من حقم بود گوش بدم. تو چرا ؟ اکی. من شکست خوردم، تو چرا ؟
البته اضافه کنم کھ [ دیگه دو سالۍ میشه آهنگ رپ گوش نمیدم و توصیه میکنم که گوش ندید. چون توی روحیه و جسم انسان خیلی تاثیرگذاره. وَ برای چیزهای بیارزش خودتون و نبازید و به هر آهنگ و کارهای چرت و پرتی رو نندازید. یہ نصیحت از [ طرفِ منِ مفرد .... ] ]