ـ عَزیزِ¹²⁸ ـ
تو فقط اسمم و میدونی نه داستانمو..
تو لبخند منو میبینی، نه دردِ منو..
ـ عَزیزِ¹²⁸ ـ
تو لبخند منو میبینی، نه دردِ منو..
تو خراشهام رو میبینی، نه زخمامو ..
ـ عَزیزِ¹²⁸ ـ
تو خراشهام رو میبینی، نه زخمامو ..
تو میتونی لبهام رو بخونی، نهذهنمرو..
تولدتمبارک اسمایِمن، همدمِ
چندین و چندسالهی من، امیدوارم
این دوستی، به قووتِ خودش تا
چندینسال محکم بمونه و پایههای
دوستیمون هیچوقت بهلطفِخدا
سست نشه 🫂🤍 »
ـ عَزیزِ¹²⁸ ـ
بحث همیشهی من و مامانم : هوا سرررده خودتو گرم بپوشووون من : نه اوکیه.
پس غر نزن ک هوا سرده
بیای بگی سرما خوردم میکشمت