eitaa logo
🌷محبان صاحب الزمان(عج)🌷
903 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
533 ویدیو
255 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌴حکمتهای نهج البلاغه🌴 (حکمت 6) وَ قَالَ (علیه السلام): صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ، وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ.(وَ رُوِيَ أَنَّهُ قَالَ فِي الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَيْضاً الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُيُوبِ) وَ مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ. ✅ ترجمه: امام علی علیه السلام فرمود: سينه عاقل صندوق راز اوست، و خوشرويى وسيله دوست يابى است، و شكيبايى، گورستان"پوشاننده"عيب هاست.(و روایت شده که به جای"الاحتمال قبر العیوب" فرمود: "المساله خباءُ العیوب": " پرسش كردن، پوشاندن عيب هاست".) و کسی که ازخود راضی شد، افراد غضبناک بر او، بسیار شدند. ----------------------------- ✅ کلمات: ♦️صَدْر: سینه. الجمع صُدُور ♦️العاقِل: - عاقِل/ الجمع عُقَلَاء و عاقِلون و عُقَّال: (فاعل)، مرد خردمند، درك كننده، فهميده. ♦️صُندوق: صَندوق، جعبه، محفظه. ♦️سِرّ: راز الجمع أَسْرَار. از ریشه(س ر ر) ♦️البشاشه: خوشروئی، گشاده روئی. ♦️حِبالة: بند، دام، قید، ریسمان، رسن. ♦️المَودّة : دوستی، عاطفه، مهر. (وَددتُه - اَوَدًُه - وَُدا بفتح الواو و ضمها: اَحبَبته. والاسم: الموده. المصباح المنیر للفیومی) ♦️الاحتمال: تحمل کردن. ( اِحتملتُه احتمالاً ) ♦️قَبْر: قبر ، گور. مصدراست. الجمع قُبور. ♦️العُیوب: کمبودها، نقص ها. عیوب جمع است، مفردش عیب است. ( عاب یَعِیب عیباً) ♦️مَن:کسی که. (اسم موصول مشترک است است، بمعنای الذی.) ♦️رَضِیَ: بمعنای راضی شد، خرسند شد. ( رَضِیَ ه و به و عنه- یَرضَی - رِضیً.) ♦️عَن: از. (حرف جر است وبرای معانی متعددی استعمال میشود. و در اینجا بمعنای مِن است.) ♦️نفسِه: خودش ♦️کثُر: زیاد شد، بسیار شد. ♦️الساخِط: خشمگین. ♦️علیه: بر او. (علی: حرف جر است، ودارای معانی متعدده است و در اینجا بمعنای استعلاء است. هاء:ضمیرمجرورمتصل و مفرد مذکر غائب است.) --------------------------- ✅ بیان: (قسمت اول) امام علی"علیه السلام" در این جملات نورانى بر چهار مطلب تأکید مى کند: ♦️۱-حفظ اسرار «سینه عاقل گنجینه اسرار اوست‌»;"صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ". یعنى همان گونه که صاحبان ثروت اشیاء قیمتى را در صندوق هاى محکم نگاه دارى مى کنند، انسان عاقل نیز باید اسرارش را در سینه خود پنهان نگه دارد، زیرا که اسرار او اگر به دست دوست بیفتد چه بساسبب ناراحتى او شود. و اگر به دست دشمن بیفتد، ممکن است سبب آبروریزى او شود. به علاوه بعضى از اسرار ممکن است با سرنوشت ملتى ارتباط داشته باشد که اگر بى موقع فاش شود سبب خسارت عظیمى براى جامعه می گردد. به همین دلیل در حالات پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است: هنگامى که تصمیم بر غزوه و پیکارى با دشمن مى گرفت کاملاً آن را پنهان مى داشت. به عنوان نمونه مسئله فتح مکه بود که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) حد اکثر راز داری را در آن انجام داد. که اگر این کار را نمى کرد و خبر به اهل مکه مى رسید، بسیج مى شدند و خون هاى زیادى در حرم امن خدا ریخته مى شد; ولى پرده پوشى پیغمبر(صلى الله علیه وآله) بر این سرّ سبب شد که مکه بدون هیچ گونه مقاومت و خون ریزى تسخیر شده و فصل تازه اى در پیشرفت اسلام و بازگشت مخالفان به سوى حق گشوده گردد. در حدیثى که در غررالحکم از امام علی(علیه السلام) نقل شده مى خوانیم: «سِرُّکَ أسیرُکَ وَ إنْ أفْشَیْتَهُ صِرْتَ أسیرَهُ; سرّ تو اسیر توست و اگر آن را فاش سازی، اسیر او خواهی گشت».(1) بعضى افراد مى گویند: ما سرّ خود را فقط به دوستان صمیمى مى گوییم، غافل از این که آن دوستان صمیمى نیز دوستان صمیمى دیگرى دارند. و به گفته سعدى: رازى که نهان خواهى، با کس در میان منه، گرچه دوست مخلص باشد که مر آن دوست را نیز دوستان مخلص باشند همچنین مسلسل. ♦️۲-خوشروئی: «خوشرویى و بشاشت، دام محبت است»; "وَالْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ." افراد خوشرو و خوش خلق که با چهره گشاده و لب هاى متبسم و خندان، با دیگران برخورد مى کنند، دوستان زیادى خواهند داشت و به عکس، افرادى که با قیافه ای در هم کشیده و چهره ای عبوس، با دیگران روبه رو مى شوند، خوشایند مردم نیستند،و در مردم نسبت به خود، دوری و انزجار ایجاد می کنند. امام على(ع) در جای دیگری فرمود: «إِذَا لَقِیتُمْ إِخْوَانَکُمْ فَتَصَافَحُوا وَأَظْهِرُوا لَهُمُ الْبَشَاشَةَ وَالْبِشْرَ تَفَرَّقُوا وَمَا عَلَیْکُمْ مِنَ الاَْوْزَارِ قَدْ ذَهَبَ; هنگامى که برادران دینى خود را ملاقات مى کنید با هم مصافحه کنید و بشاشت و مسرت را در برابر آنها اظهار کنید."در نتیجه" هنگامى که از هم جدا مى شوید گناهان شما بخشوده خواهد شد».(3) پیامبر(ص) فرمود: «یَا بَنِی عَبْدِالْمُطَّلِبِ إِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِکُمْ فَالْقَوْهُمْ بِطَلاَقَةِا
لْوَجْهِ وَحُسْنِ الْبِشْرِ; ای پسران عبد المطلب، شما نمى توانید همه مردم را با اموال خود راضى کنید (چرا که نیازها زیاد، و اموال شما اندک است. پس آنها را با چهره گشاده و خوشرویى ملاقات کنید"که سرمایه اى فنا ناپذیر و مایه خرسندی و رضایت مردم از شما خواهد بود».(4) تعبیر به «حبالة» (دام) اشاره به این است که حتى افرادى که از انسان گریزانند با اظهار محبت و خوشرویى به سوى وى روی می آورند و کینه ها از سینه ها شسته مى شود. پایان قسمت اول استاد یوسف شیخ رحمت الله علیه ---------------------------- ❇️ پانویس: (1). غررالحکم، ص ۳۲۰، ح ۷۴۱۵. (2). بحارالانوار، ج ۸۸، ص ۲۵۴. (3). بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۰، ح ۳. (4). کافى، ج ۲، ص ۱۰۳، ح ۱.
🌴حکمتهای نهج البلاغه🌴 (حکمت 6 - قسمت دوم) ♦️۳-تحمل ناگواریها وفاش نکردن آنها در نزد هرکس: امام علی علیه السلام در سومین جمله از این حکمت می فرماید:«تحمل ناراحتى ها قبر"و گورستان" عیوب است»؛ "وَالاِْحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ". اشاره به این که بسیار پیش می آید که انسان از رفتار بعضى از دوستان و آشنایان و یا حتى افراد عادى ناراحت مى شود و یا مشکلات و مسائلى در زندگى اتفاق مى آید که انسان را نگران مى سازد. کسانى که این گونه ناملایمات را تحمل کنند به فضیلت بزرگى دست یافته اند زیرا که این فضیلت، عیوب انسان را مى پوشاند و به عکس، افراد بى صبر و حوصله، داد و فریاد می کنند و به سخنان یا اعمالی آلوده مى شوند که عیوب آنها را نمایان میکند. بسیارى از بى تابى ها که برای‌ انسان، در اثر شکست در زندگى پیش می آید، اگر بى تابى نکند، دیگران از این شکست ها باخبر نمى شوند و عیوب او مستور خواهد ماند. در غیر این صورت، دیگران از نقطه هاى ضعف او باخبر مى گردند. مرحوم سیّد رضى به دنبال این سه جمله حکمت آمیز اضافه مى کند: در روایتى از امام علی(علیه السلام) تعبیر دیگرى در این باره دیده مى شود که فرمود: «مسالمت، خیمه(پوشاننده) عیوب است»;وَرُوِیَ أَنَّهُ قَالَ فِی الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَیْضاً: «الْمُسالمَةُ خِبَاءُ الْعُیُوبِ».(5) تفاوت دوعبارت، در این است که واژه «احتمال» اشاره به خویشتن دارى و «مسالمت» اشاره به خوش رفتارى با مردم است. ♦️۴-ازخود راضی بودن: سپس امام علی(علیه السلام) در چهارمین و آخرین فراز این حکمت با ارزش مى فرماید: « و آن کس که از خود راضى باشد افراد خشمگین بر او بسیار خواهند شد»;"وَ مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُ عَلَیْهِ". دلیل این مطلب هم روشن است، زیرا فرد از خود راضى انتظار دارد دیگران براى او احترام فراوان قائل شوند، همه به او سلام کنند، در مجالس، صدر مجلس را به او اختصاص دهند، روى حرف او سخنى نگویند و پیوسته زبان به مدح و ثنایش بگشایند. هنگامى که این گونه احترامات را نمى بیند و مردم او را در جایگاه اصلى اش مى شناسند، نه آنچه خودش می پندارد و ادعا می کند، نسبت به دیگران بدبین مى شود و زبان به بدگویى آنان مى گشاید و بى اعتنایى پیشه مى کند و همین امر، مردم را بر او خشمگین مى سازد. به دیگر سخن، این صفت زشت، هم او را نسبت به مردم خشمگین مى سازد که به گمانش حق او را ادا نکرده و قدر او را نمى شناسند و هم مردم را نسبت به او خشمگین ومنزجر می سازد. به عکس، کسانى که خود را در جایگاه نقد و انتقاد قرار مى دهند، متواضعانه با مردم برخورد میکنند،و هرگز خود را طلبکار ندانسته و پیوسته براى دیگران احترام قائلند. در نتیجه، این امر دوستان فراوانى به سوی آنها جلب مى کند. امام علی علیه السلام در نامه خود به مالک اشترمی نویسد: «إِیَّاکَ وَالاِْعْجَابَ بِنَفْسِکَ وَالثِّقَةَ بِمَا یُعْجِبُکَ مِنْهَا وَحُبَّ الاِْطْرَاءِ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّیْطَانِ فِی نَفْسِهِ لِیَمْحَقَ مَا یَکُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِینَ(6)یعنی: از خودپسندى و تکیه بر نقاط قوت خویش و علاقه به مبالغه در ستایش، شدیداً بپرهیز، زیرا که اینها از مطمئن ترین فرصت هاى شیطان است تا کارهاى نیک نیکوکاران را محوو نابود کند». پایان حکمت ششم التماس دعا یوسف شیخ ---------------------------- ❇️ پانویس: (5). در اکثر نسخه هاى نهج البلاغه «المسالمة» آمده است. هرچند در نسخه صبحى صالح «المسأله » ذکر شده است. یعنی پرسش، گور عیوب است. (6). «یَمحَق» به معناى نقصان و کم شدن تدریجى و سرانجام نابود شدن است.
🌴حکمتهای نهج البلاغه🌴 (حکمت 7) و قال (علیه السلام): وَ الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِي عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِي آجِلِهِمْ. ✅ ترجمه: امام علی علیه السلام فرمود: و صدقه دارویی نجات بخش است. و كردار بندگان در دنيای زود گذر، درآخرت پایدار جلوی چشمانشان جلوه گر است. -------------------------------- ✅ کلمات: ♦️وَ: و (حرف عطف است) ♦️الصَّدَقَة:  - صَدَقَة/ الجمع صَدَقَات: صدقه، عطا و بخششی که بقصد تقرب باشد. ♦️دَوَاء/ الجمع أَدْوِيَة: دارو، آنچه كه بيمارى را با آن درمان كنند؛ - «لِكُلِّ داءٍ دَوَاءُ»: براى هرگونه بيمارى داروئى هست. ♦️مُنْجِح/ الجمع مَنَاجِح و مَنَاجِيح: نجات بخش، نتیجه بخش،رهایی بخش. ♦️وَ: توضیحش گذشت. ♦️اعمال: عَمَل/ الجمع اَعْمَال: كار، عمل، کردار. ♦️العِبَاد: - عِبَاد : جمع عبد (بندگان) ♦️فی: در. (حرف جر است و مفید ظرفیت است.) ♦️عاجل: سریع، زود گذر. در این سخن، منظور دنیاست. ♦️هم: ایشان. (ضمیر متصل مجرور و جمع مذکرغائب است.) ♦️نُصب: وصف است، به معنای چیزی که نصب شده، "هذا نصب عینی" یعنی: این در برابر چشم من قرار دارد. ♦️اعین: عَيْن/ الجمع أَعْينُ و عُيُون و عِيُون و أَعْيَان، اين كلمه مؤنث است و بمعناى چشم مى باشد، حسّ ديدن. ♦️هم: توضیحش گذشت. ♦️فی: توضیحش گذشت. ♦️آجِل: با مهلت، ضد عاجل. در این سخن، منظور آخرت است. ♦️هم: توضیحش گذشت. ------------------------------ ✅ بیان: ♦️الصدقه: صدقه آنست که انسان، مالی را به قصد قربت در راه خدا انفاق کند، وهمین قصد قربت، فارق بین هدیه وصدقه است. بنابر این صدقه بدون قصد قربت، محقق نمی شود. صدقه بر دوقسم است، ۱-واجب، مانند زکات ۲- مستحب صدقه واجب، بر سادات حرام است. اما صدقه مستحب برای سادات ، جایز است. و همچنین در صدقه مستحب، در گیرنده فقر شرط نیست. صدقه نباید با منت و آزار همراه باشد، زیراکه ثواب آن را از بین می برد. مطابق روایات متعدده، صدقه آثار وبرکات فراوانی دارد، مانند، دفع انواع بلاها، مرگ بد و همچنین موجب جلب روزی می شود و غصب پروردگار را فرو می نشاند، وآثار متعدد دیگری که در مقاله صدقه که تدوین کرده ام این آثار وبرکات، ذکر شده است. واما در این سخن نورانی امام علی علیه السلام، ازصدقه به عنوان داروی نجات بخش یاد شده است، واین اثر در جامعه قابل لمس ومشاهده است، زیرا که اولاً در اجتماع موجب رفع ویا کاهش فقر درجامعه میشود، وفقر به نوبه خود یک بیماری است که کمر جامعه و افراد آن را می شکند.بگونه ای که در روایت وارد شده است : کاد الفقر ان یکون کفرا: یعنی نزدیک است که فقر سر از کفر در بیاورد. دوم اینکه برای خود فرد صدقه دهنده نیز داروی نجات بخش است. بیماری‌ها با صدقه درمان میشود. البته این منافاتی با مراجعه به طبیب و پزشک ندارد. بلکه خدای مهربان بدین وسیله، شفا را در دستان پزشک قرار می دهد. ودیگر اینکه انسان خیِّر ونیکوکار، هنگام گرفتاری های دیگر، مورد عطوفت ومهربانی خلق وخالق قرار خواهد گرفت. بقول شاعر: تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابابانت دهد باز. وبیابان هم دو جا است، یکی بیابان دنیا، ودیگری بیابان محشر. خداوند در قرآن، به انفاق کنندگان فی سبیل الله وعده بهتر از آنچه داده اند( فله خیر منها) ، ده برابر(فله عشر امثالها)، هفتصد برابر وبیشتر داده است.(مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ.[بقره، آیه ۲۶۱] ترجمه: مَثَل [صدقات‌] كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند همانند دانه‌اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه‌اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر كس كه بخواهد،"آن را"چند برابر مى‌كند، و خداوند گشايشگر داناست.) ♦️اعمال العباد( اعمال بندگان): بخش دوم کلام امیر المومنین علیه السلام: "واعمال العباد نصب اعینهم؛ اعمال بندگان در مقابل چشمان آنها نمایان می شود". اشاره به تجسم اعمال انسانها در قیامت دارد. منظور از تجسم اعمال این است که اعمال نیک و بد، در روز قیامت به صورت مناسب حسى درمى آید. مثلا نماز در قیافه یک انسان زیبا و صالح و ظلم و ستم به صورت دودى سیاه و خفقان آور مجسم مى شود و انسان ها نظاره گر تجسم اعمال خود خواهند بود. در قرآن مجید نیز آیاتی وجود دارد که ظاهر آن تجسم اعمال است مانند آنچه در سوره «زلزال» آمده است: يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ(۶)؛ در آن روز مردم بصورت گروه‌های پراکنده (از قبرها) خارج می‌شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود! فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَیْراً یَرَهُ (۷) وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة شَرًّا یَرَهُ(۸); پس هرکس هموزن ذره اى
کار نیک کند آن را مى بیند. و هرکس هموزن ذره ای کار بد کند آن را خواهد دید. استاد یوسف شیخ رحمت الله علیه
🌴حکمتهای نهج البلاغه🌴 (حکمت 8) قسمت اول وَ قالَ (علیه السلامُ): اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ يَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ يَتَكَلَّمُ بِلَحْمٍ وَ يَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ يَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ. ✅ ترجمه: امام علی علیه السلام فرمود: از این انسان، شگفتی نمایید، با پاره اى «پى» نگاه میکند، و با «قطعه گوشتی» سخن مى گويد، و با «استخوانی» مى شنود، و از «شكافى» نفس مى كشد.* -------------------------- ✅ کلمات: ♦️اِعجَبُوا:شگفتی نمایید ، تعجب نمایید. (فعل امر حاضراست از:عَجِبَ یَعجَبُ عَجَباً) ♦️لِ: بمعنای"از"، یا بمعنای "برای". ( ازحروف جرّ است.) ♦️هذا: این. ه : حرف تنبیه و توجه دادن است. ♦️ذا: اسم اشاره به مذکر حاضر است.) ♦️الانسان: انسان، بشر، آدمی. (انسان یا از ریشه "ن س ی" است بر وزن "اِفعان" بمعنای فراموشی. زیرا انسان در گذر زمان، حوادث و وقایع را فراموش می کند، ویا از ریشه "ا ن س" است بر وزن فِعلان که در این صورت یا بمعنای الفت گرفتن است زیرا انسان موجودی اجتماعی است وبا همنوع خویش الفت می گیرد،و یا بمعنای دیدن و رؤیت کردن است در مقابل جن که مستور است.) ♦️یَنظُرُ: نگاه می کند - می بیند. (فعل مضارع است. نَظَرَ یَنظُرُ نَظَراً.) ♦️بِ: باء در بشحم و بلحم و بعظم برای استعانت است. مانند باء در کتبت بالقلم،یعنی بوسیله قلم نوشتم. ♦️شَحْم:اسم است، بمعنای پيه يا چربى گوشت. ♦️وَ : و (واو در مواضع سه گانه حرف ربط و عطف است. وبرای مطلق جمع است، بدون افاده ترتیب و مهلت. برخلاف فاء عاطفه که در آن ترتیب وجود دارد، وبخلاف ثُمَّ عاطفه که در آن ترتیب ومهلت وجود دارد.) ♦️یَتَکَلَّمُ: سخن می گوید. (فعل مضارع است از: تَکَلَّمَ یَتَکَلَّمُ تَکَلُّماً) ♦️لَحْم: اسم است، به معنای گوشت . ♦️یَسمَعُ : می شنود. (فعل مضارع است از: سَمِعَ یَسمَعُ سَمعاً) ♦️عَظْم: اسم است به معنی استخوان. ♦️یتنفس: نفس می کشد. (فعل مضارع است از: تَنَفَّسَ یَتَنَفَّسُ تَنَفُّساً.) ♦️مِن: از. (حرف جَرّ است.) ♦️خَرْم:اسم است به معنای سوراخ، شکاف. ------------------------- ✅ بیان: ♦️ شگفتى هاى خلقت انسان: امام علی(علیه السلام) در این سخن حکمت آمیز خود اشارات لطیفى به عظمت آفرینش انسان و تدبیر عظیم خداوند در خلقت بشر مى کند وبر این معنا تکیه می کند که یکى از ویژگى هاى خلقت خداوند توانا خَلق عضوهای کوچک شگفت آور در انسان است. وبه چهارمورد از شگفتى هاى آفرینش انسان اشاره مى کند: ♦️۱-چشم: نخست مى فرماید: «از این انسان اظهار شگفتی کنید که با یک قطعه پیه مى بیند»; "اعْجَبُوا لِهَذَا الاِْنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْم". مى دانیم بافت هاى بدن انسان عمدتا از گوشتی تشکیل شده که استخوان ها آن را برپا مى دارد; ولى چشم در واقع یک قطعه پیه شفاف است که ساختمان بسیار عجیب و دقیقى دارد واز هفت طبقه که روى هم قرار گرفته اند و سه ماده سیال و شفّاف که در میان آنها قرار دارند تشکیل شده و یک دنیا نظم و حساب بر آن حاکم است. بگونه ای که دقیق ترین وسایل فیلم بردارى قدرت چشم را ندارند، زیرا بدون این که نیاز به این داشته باشد که فیلمى در آن بگذارند اغلب، هفتاد یا هشتاد سال کار فیلم بردارى خود را انجام مى دهد و تمام فیلم هاى او سه بعدى است و در آنِ واحد مى تواند خود را بر دُور و نزدیک منطبق سازد و در جهات چهارگانه با سرعت حرکت مى کند بى آنکه نیاز به تنظیم کردن داشته باشد. از عجایب چشم این که به طور خودکار خود را براى عکس بردارى از صحنه هاى مختلف آماده مى کند; در جایى که نور زیاد باشد مردمک چشم به سرعت تنگ مى شود تا نور کمترى وارد شود نه چشم آسیب ببیند و نه عکس بردارى خراب شود. و در جایى که کم باشد مردمک چشم فراخ مى شود تا نور بیشترى را وارد چشم کند. به هنگام عکس بردارى از صحنه هاى دور و نزدیک عدسى چشم به وسیله عضلاتِ بسیار ظریفى که در اطراف آن قرار دارد گاه کشیده مى شود تا صحنه هاى دور را کاملاً تصویر بردارى کند و گاه رها مى شود تا عدسى قطور گشته و براى صحنه هاى نزدیک آماده باشد. بسیار شده است که ناگهان در شب تاریک چراغ ها خاموش مى شود، وقتى به اطراف نگاه مى کنیم هیچ چیز را نمى بینیم; ولى پس از چند لحظه چشم خود را بر آن تطبیق مى کند و کم کم اشیاى اطراف خود را مى بینیم و راه رفت و آمد خود را پیدا مى کنیم. از شگفتى هاى دیگر این که همه ذراتِ چشم موجودات زنده اى هستند و باید تغذیه شوند و تغذیه از طریق خون صورت مى گیرد و اگر خون به همان شکلى که وارد اعضا مى شود وارد چشم بشود همه جا در نظر ما تاریک مى گردد ولى آفریدگار جهان پیش از آنکه خون وارد یاخته هاى چشم شود آن را چنان تصفیه و زلال مى سازد که کمترین رنگى از خود نشان نمى دهد. از دیگر عجایب چشم این است که دائماً به وسیله چشمه هاى بسیار کوچکِ اشک و حرکت پلک ها نرم و مرطوب نگهدارى مى شود که اگر
نباشد، چشم می خشکد و کارآیى خود را از دست می  دهد. چشمه هاى اشک این آب زلال را تدریجاً روى چشم مى فرستد و از مجراى دیگرى که به منزله فاضلاب است عبور مى کند و به داخل حلق مى ریزد و به هنگام گریه فعالیت این چشمه ها به صورت خودکار فزونى مى یابد. اشک چشم از بیش از بیست ماده ترکیب شده که براى تغذیه چشم و شست و شو و ضد عفونى کردن آن کاملاً مؤثر است و اگر بشر بتواند ماده اى مانند اشک چشم بسازد به گفته بعضى یک غذاى کامل مقوى خواهد بود و اشک هاى مصنوعى که امروز ساخته اند هیچ کدام به پاى اشک چشم نمى رسند. شگفتى هاى ساختمان چشم بیش از آن است که در یک کتاب بگنجد. و از اینجا به عظمت کلام امیر المومنین(ع) در این سخن حکیمانه مى توان پى برد که  فرمود: «انسان با یک قطعه چربى"کوچک این همه صحنه ها را" می ببیند». قرآن مجید نیز در سوره بلد (آیات ۸و ۹) به آفرینش چشم  و زبان ولب در مسئله خدا شناسى اشاره کرده و می  فرماید: «(أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ وَلِساناً وَشَفَتَینِ ); آیا براى او" یعنی انسان" دو چشم ویک زبان و دو لب قرار ندادیم؟». پایان قسمت اول استاد یوسف شیخ رحمت الله علیه ‌‌‌
🌴حکمتهای نهج البلاغه🌴 (حکمت 8: قسمت دوم) ✅ دنباله بیانِ شگفتى هاى خلقت انسان: ۲- زبان: آن گاه امام علی علیه السلام دومین شگفتى وجود انسان را بیان می فرماید :《وَیَتَکَلَّمُ بِلَحْم: وبا قطعه گوشتی سخن می گوید.》 با این که سخن گفتن براى ما کار بسیار ساده اى به نظر مى رسد که حتى از کودکى با آن آشنا بوده ایم ولى اگر دقّت کنیم، کار بسیار پیچیده اى است. به هنگام اداى یک جمله زبان باید به سرعت روى مخارج متعدد حروف بچرخد و مخرج لازم را مثلا براى حرف «ز» انتخاب کند و بلافاصله به سراغ حرف «ب» برود و آنگاه آرام بگیرد و اجازه دهد حرف «الف» از فضاى دهان پخش شود. بلافاصله روى مخرج «نون» قرار گیرد تا واژه زبان تلفظ شود. حال فکر کنید براى خواندن یک مقاله یا بیان یک سخنرانى، این زبان چه جولانى باید در درون دهان داشته باشد که مسلسل وار جاى خود را تغییر دهد که اگر دیر بجنبد کلمه غلطى بر زبان جارى مى شود. و جالب این است که چنان این جابجایى عادت انسان مى شود که گویى به صورت خودکار در آمده است. انسان مى تواند هر حادثه ازعالم هستى را با همین قطعه گوشت بسیار ساده ادا کند. قابل توجه این که صدها وبلکه هزاران زبان و گویش براى تکلم در دنیا وجود دارد و همه انسانها می توانند با حرکات زبان، مقاصد خود را بیان کنند. از آنجا که اگر این زبان دائماً تر و تازه نباشد نمى تواند چنین حرکات سریعى از خود نشان بدهد خداوند چشمه هایی جوشان در زیر زبان و دهان انسان قرار داده است که مرتباً بزاق تراوش مى کنند و زبان را نرم و فعال نگه مى دارند. بدین جهت به هنگام تشنگى شدید و کم شدن آب دهان، مشاهده می کنید که انسان به زحمت سخن مى گوید. نکته مهم در مسئله سخن گفتن این است که مطالبى را که انسان مى خواهد براى دیگران بیان کند نخست به صورت کلى در روح و مغزش حاضر مى کندو بعد کلمات را براى اداى آن انتخاب مى نماید. سپس به زبان فرمان می دهد تا با استفاده از مخارج حروف، کلمات را تنظیم کند و سپس جمله ها را آماده سازد تا دیگران از مقاصد دورنى او آگاه شوند. حال فکر کنید یک کودک پنج ساله شیرین زبان هنگامى که مى خواهد سخن بگوید تمام این مراحل پیچیده و بسیار حساس را طى مى کند تا مقصود خود را به دیگران برساند. پایان قسمت دوم استاد یوسف شیخ رحمت الله علیه 🌏 مجتمع اهل البیت علیهم السلام
🌴حکمتهای نهج البلاغه🌴 (حکمت 8 : قسمت سوم) ❇️۳- حس شنوایی  امام علی علیه السلام در  سومین جمله از این سخن حکیمانه،در بیان شگفتی حسّ شنوایى انسان می  فرماید: «وَیَسْمَعُ بِعَظْم؛ و با استخوانی می شنود. در تفسیر «عظم: استخوان» بسیارى از شارحان نهج البلاغه به واسطه عدم آشنایى با تشریح بدن انسان و یا عدم پیشرفت این علم در عصرخود، دچار مشکل شده  اند. در حالى که در عصر جدید که این علم پیشرفت کرده است ما به خوبى منظور امام علی(علیه السلام) را می فهمیم؛امواج صوتى از مجارى گوش وارد شده و در آن پیچ و خم، تعدیل مى شود. سپس به پرده گوش مى رسد. در پشت این پرده دو استخوان ظریف به نام استخوان هاى چکشى و سندانى وجود دارد که بى شباهت به چکش و سندان نیست. دسته استخوان چکشى به پرده صماخ متکى است و از ارتعاش آن به حرکت در مى آید. "دانشمندان مى گویند: علاوه بر دو استخوان چکشى و سندانى، استخوان دیگرى به نام استخوان رکابى نیز هست که آن نیز نقش مؤثرى در شنوایى دارد." این دو استخوان به حرکت در مى آیند.و عصبى که در پشت آنهاست، از این حرکت متأثر شده، پیام را به مغز منتقل مى کند. و انسان، کلمات و حروفى را که دریافته و با آنچه قبلاً آموخته تطبیق مى دهد. و مفاهیم سخنان را درمى یابد. و گاه زیر و بمِ ارتعاشِ صوتى و شدت و ضعفِ آن، پیام هاى خاصى با خود همراه دارد که آن را نیز درک مى کند.مثلاً پیامى که با یک ناله ممتد و یا یک فریاد بلند همراه است، از طریق این مجرا و این استخوان به درون روح و جان انسان منتقل مى شود. این نکته نیز حائز اهمّیّت است که بخش مهمى از تعادل بدن انسان به هنگام ایستادن و راه رفتن، به وسیله گوش تأمین مى شود، لذا بعضى از بیماری  هاى گوش سبب مى شود که انسان حالت سرگیجه به خود بگیرد و قدرت بر حفظ تعادل خویش نداشته باشد. ❇️۴- مجرای تنفس و حس بویائی: امام علی(علیه السلام) در چهارمین جمله که آخرین فراز این گفتار حکیمانه است مى فرماید: «و (شگفتا  که) انسان از شکافى تنفس مى کند»; (وَیَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْم). منظور از شکاف، همان شکاف دوگانه بینى است که نفس کشیدن انسان غالباً در بیدارى و خواب به وسیله آن انجام مى شود. هرچند گاه به وسیله دهان نیز تنفس می کند مى کند; ولى دهان مجراى اصلى نیست و تنفس از طریق دهان، گاه آثار نامطلوبى دارد; مخصوصاً در هواى سرد ممکن است به ریه ها آسیب برساند. در حالى که از طریق بینى هواى سرد تدریجاً گرم مى شود و به داخل ریه ها مى رسد. شایان توجه این که این شکاف داراى موهایى است که گرد و غبار را مى گیرند و در مایه لزجى که از بالا ترشح مى شود، به صورت آب بینى در می آیند تا انسان بتواند آن را به خارج منتقل کند. همچنین خداوند در این شکاف ساده یکى از مهم ترین حواس انسان یعنى حس بویایى را خلق کرده که یکی از ابزاری است که انسان مى تواند خود را از خطرات حفظ کند یا مطلوب خود را به دست آورد. همان گونه که در زبان، حس ذائقه و چشیدن را قرار داده است که بازرس و مراقب بسیار خوبى جهت تشخیص غذاهاى سالم از ناسالم است. خداى متعال وسعت این شکاف را دقیقاً به اندازه نیاز براى تنفس قرار داده است; اگر تنگ تر بود انسان به تنگى نفس دچار مى شد و اگر گشادتر بود ممکن بود فزونى هوا به ریه آسیب برساند. پایان حکمت هشتم استاد یوسف شیخ رحمت الله علیه 🌏 مجتمع اهل البیت علیهم السلام