eitaa logo
مُحِب المهدی..)³¹³
175 دنبال‌کننده
450 عکس
641 ویدیو
6 فایل
‹ ﷽ › شروع ما :۱۴۰۴/۴/۲۴ کپی؟ حلاله به شرط اینکه برای ظهور آقا سه صلوات بفرستی✨ توشھ‌برگیرید ؛ قرارنیست‌اینجابمانیم ! مقصدجایِ‌دیگری‌ستـ♡
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از محبین
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی! 💔 به قلب شکسته‌ی مظلومین اللهم عجل لولیک الفرج... @ir_mohebin
شبتون مهدوی🫀❤️‍🩹✨
تاحالابه‌اون‌دنیاتون‌فڪرڪردین⁉️ چنـد‌دقیـقہ‌فڪر‌ڪنیم... خُـب‌‌چے‌داریـم اعمالمون‌طورےهست‌‌که‌شرمنده‌نشیم❗️ رفیـق‌هیچڪس‌نمیـدونہ‌۱۰دقیقہ‌بعـد زنده‌س‌یـا‌نھ‌ حالا‌ڪہ‌هستیم خـوب‌باشیـم دیگھ‌دروغ‌نگیـم،دیگہ‌دل‌نشڪنیم... 💔:)
سعی کردیم شبی خواب ببینیم تورا سحر از خواب پریدیم و نشد...
بیا تا‌ جوانم رخ بده نشانم ... یا صاحب‌الزمان💔
هدایت شده از محبین
خدایا ! «اجازه نده از ناراحتي کسي خوشحال بشیم».. -صحفیه سجادیه۲۶ @ir_mohebin
شبتون مهدوی 🫀🪴💚
از همان سن کودکی و نوجوانی علاقه خاصی به امام زمان(عج) داشت. می گفت: من دوست دارم امام زمانم (عج ) از من راضی باشد. نماز امام زمان(عج) را همیشه می خواند. صورت امیر را زنبور نیش زده بود. به حالت بدی متورم شده بود، اما اصرار داشت در مراسم تشییع شهید نوژه شرکت کند. وقتی از مراسم برگشت دیدم جای نیش زنبور خوب شده است. ازش پرسیدم چه شده: گفت: وقتی تابوت شهید نوژه تشییع می شد مردی نورانی را دیدم که سوار بر اسب در میان جمعیت بود. آن آقا شمشیری بر کمرش بود و روی شمشیرش نوشته بود: یا مهدی-عج، یکباره امام به سراغم آمدند و پرسیدند: «صورتت چرا ورم کرده؟» بعد آقا دستی به صورتم کشید و گفت خوب می شود. باورش برای خیلی ها سخت بود. اما نشانه ای که نشان از بهبودی امیر بود مرا به تعجب وا داشت. من حرف امیر را باور کردم. من که پدرش بودم از او گناهی ندیدم. بارها[او را] در حال خواندن نماز امام زمان(عج) دیده بودم. برای کسی از این ماجرا چیزی نگفتم چون باورش سخت بود. شهید امیر امیرگان در سال 1366 به شهادت رسید. همه بدنش سوخته بود. ولی تعجب کردم. فقط گونه سمت راست صورت امیر همان جایی که آقا دست کشیده اند سالم مانده بود؛ حالا مطمئن شدم که فرزند پاک و مؤمن من در نوجوانی به خدمت امام-زمان-عج مشرف شده است.
شبتون مهدوی 🫀💚✨