🇮🇷 فرازی از وصیٺـــنامه 🇮🇷
🍂در مسائل سیاسی داخلی و بینالمللی به جایگاه ولایتفقیه و رهبری عزیز توجه فرمانید و نسبت به آن بیتفاوت نباشید و بدانید که امل بقای نظام و کشور در این سالها پس از امام راحل و ایثار شهدای عزیز، فقط و فقط شخص امام خامنهای (دامت برکاته) میباشد. همیشه افراد کوتهفکر داخلی، لیبرالها، افراد به اصلاح روشنفکر که از اسلام ناب محمدی (ص) کینه به دل دارند سعی در تضعیف جایگاه ولایتفقیه دارند.🍂
#شهید_حسن_عشوری
پیشکش مدافعان حرم
🔹دلم گرفته هوای مدافعان حرم
🔸هوای عشق و صفای مدافعان حرم
🔹همه گدای رقيه، فدايی زينب
🔸همه كسم به فدای مدافعان حرم
🔹به گوششان برسانيد نوكری هستم
🔸نيازمند دعای مدافعان حرم
🔹قسم به معجر زينب، برادرش عباس
🔸دهد جواب وفای مدافعان حرم
🔹برای عمه ى سادات روضه می گيريم
🔸به نيّت شهدای مدافعان حرم
🔹شنيده ام كه حسينيه ها زدند آنجا
🔸دمشق،کرببلای مدافعان حرم
حاج یونس حبیبی هفت بار با گازهای مختلف شیمیایی شدن و بارها تیر ترکش خوردند و مجروح شدند اما همچنان تا یک سال بعد از پایان جنگ در منطقه ماندند سالها که نوای سوزناکایشان دل هارا صیقل می داد خیلی ها اصلا نمیدانستند ایشان از رزمندگان و جانبازان هستن و خودشان هم جایی بازگو نمی کردند عوارض شیمیایی بر چشمانشان تاثیر گذاشت و بینایشان ضعیف شدبا اینکه رفقایش پیشنهاد سفر به المان در مان را همان سال ها دادن اما ایشان نپذیرفتن و گفتن انها مارا به عنوان موش ازمایشگاهی میخواهن تا ببنن داروهایشان چه آثاری دارد شیمیایی حتی در ازدواجشان هم تاثیر داشت و یکی از فرزندانشان با شش انگشت متولد شدن 😔سالها سختی کشیدن در اوج بی توجه ای های مسولین سال ۹۵بود که به کما رفته بودن ان هم به علت فشارهای زیادی که چند سال به خاطر مسافرکشی برای تامین هزینه هایشان انجام میدادن .....ضعف مسولین و بنیاد شهید در قبال جانبازان خصوصا ایشان بسیار زیاد است اگر پای سخنان ایشان بنشینید جز درد نخواهید شنید و جز اشک نخواهید ریخت شرمنده این شهدای زنده هستیم
جانباز و مداح بزرگوار حاج یونسی حبیبی چند روزیست در کما به سر میبرند لطفا برای سلامتیشان دعا بفرمایید 😔
🌷هدیه به جانباز بزرگوار ۱۴گل صلوات و حمد به نیت بهبودی ایشان ان شاالله
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
🌹🕊👆🌷👆🕊🌹
🌹 #پیامکی_از_بهشت 🌹
متکی به نیروی الهی هستیم باید دائم در حرکت باشیم و کوشش کنیم برای اسلام و قرآن و در برابر اسلام و قرآن احساس مسؤلیت کنیم . یکی از این مسؤلیت ها که بر گردن ما واجب است اطاعت از رهبر و ولی فقیه است آری حاکمیت و رهبری ولی فقیه انسان را از بی رمقی و پژمردگی نجات می دهد .
🕊 #شهید_والامقام 🕊
🌹 #محمود_جشیدیان🌹
✋ #سلام_به_دوستان_شهداء ✋
🌺 #روزتان_شهدایی 🌺
🌺🌼🍀🌹🍀🌼🌺
ختم آیه شریف #امن_یجیب ...
ذکر شریف #صلوات
و #زیارت_عاشورا
#به_نیت
🌼 سلامتی و فرج #امام_زمان_عج
🌼 سلامتی #مقام_معظم_رهبری
🌼 سلامتی #مدافعان_حرم و #حریم_امنیت
🌼 بر آورده شدن #حاجات
🌼 سلامتی کلیه #مسافرین
🌼 سلامتی و شفای #جانبازان_عزیز و #بیماران
🌼 شادی ارواح طیبه #چهارده_معصوم (سلام الله علیها )
🌼 هدیه به روح اموات و گذشتگان از مومنین و مومنات
🌼 شادی روح #امام_راحل و #شهدا
بالاَخص
#شهیدان_والامقام
#محمد_صادق_امانی
#محمد_بخارائی
#رضا_صفار_هرندی
#مرتضی_نیک_نژاد
#سالروز_شهادت
🌹🌼 سهم من ... 🌼🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
┄┄┅┄┅┄✪﷽✪┄┅┄┅┄
#قسمتیازسریالخداحافظرفیق
دلم گرفته مرتضی
دلم گرفته ...
این همه چراغ توی این شهر
هیچ کدوم چشمامو روشن نمیکنه
این همه چشم تو این شهر
#مرتضی
هیچ کدوم دلمو گرم نمیکنه
#مرتضی
این همه جا میدوئن که زنده بمونن
هیچکس نمیدوئه که زندگی کنه
این شهر. همش شده #زمین
دیگه آسمونی نداره این شهر
#مندلمآسمونمیخوادمرتضی...
#آسمون
#جاماند
#دلمگرفته
محفل شهــ✿ـــداییٌ↷↷↷
☜#شهیدابراهیمنجاتی☞
─┅═ೋ❅🌹❅ೋ═┅─
هدایت شده از 🌷محمدرضا عباسعلی سنگسری🌷
💠خاطره ای از شهید حاج عبدالله نوریان،فرمانده تخریب و مهندسی تیپ10سیدالشهداء(ع)دردوران #دفاع_مقدس
▫️حاج عبدالله باحاج قاسم میخواست وارد دوکوهه شود،دژبان نمیگذاشت؛اینها کارت تردد نداشتند.عبدالله گفت:ما بچههای گردان تخریب تیپ سیدالشهدا هستیم
دژبان پرسید:همان که فرماندهاش حاجعبدالله است؟
حاج قاسم گفت:«بله» ودژبان گفت:خوش به حالتون
دژبان رفت و طناب را انداخت تاماشین عبور کند؛حاج قاسم میگفت:وقتی داخل شدیم،عبدالله روی داشبرد ماشین زد وگفت نگهدار» ایستادم؛
سپس سراغ دژبان رفت وگفت:
توعبدالله رامیشناسی؟
ـ نه تعریفش را شنیدم
ـ عبدالله بنده بد خداست!
دژبان یقه حاجعبدالله را گرفت وگفت:عبدالله بنده بد خداست؟!
میخواست عبدالله را بیرون بیاندازد،مارفتیم و او را جدا کردیم.گفتیم ولش کن!
دژبان گفت:اگردفعه بعدبیایید وکارت نداشته باشید، راهتان نمیدهم.این دفعه بخاطر فرمانده راهتان دادم که بدش را گفتید
آنشب حاجعبدالله به گردان آمده وخیلی به هم ریخته بود و حال خوبی نداشت؛باناراحتی گفت:شما درگردان زحمت میکشید ومن مشهور شدم!
او آن شب به این نتیجه رسیده بودکه گردان را رهاکند وبه کردستان برودتاگمنام بماند