وصیتنامه #شهید_سعدالله_دشتیار:
ای خدایی که مرا آفریدی و جان دادی از تو میخواهم کمکم کنی تا در راه تو قدم بردارم.
انسانهای عاشق شهادت عاشق حسین عاشق کربلا و امام زمان(عج)هر لحظه آرزوی شهادت در دل آنها اوج میگیرد و مشتاقانه بر سنگرهای کافران بعثی یورش برده و آنها را کشته و یا اسیر میکنند.
سلام بر امام خمینی(ره)ولی فقیه این قامت ایستاده که مانند جدش حسین (ع)در برابر ظلم و ستم مستکبران ایستادگی کرد و یک قدم به عقب برنگشت.
پدر و مادر عزیزم که عمر خود را صرف بزرگ کردن یکایک ما کردید شما اجر عظیمی در نزد خداوند دارید.
میخواهم بروم دانشگاهی که معلمش حسین(ع) است. کلاسش شهامت و شهادت و سعادت است.
میخواهم بروم که چگونه زیستن و مردن را از حسین(ع)بیاموزم.
درس آزادی و آزادگی را از معلمم حسین (ع)بیاموزم.
مادر اگر شهید شدم خودت را برای من ناراحت نکن،خودت را برای آنهایی ناراحت کن که معنای اسلام را درک نکردند و بدان که ناراحتی تو ناراحتی من است.از خدا میخواهم که اجر جهاد در راه خدا را به مادران شهداء عطا کند.
حقیر سعدالله دشتیار
اجرکم عندالله
#شهید_سعدالله_دشتیار
#دفاع_مقدس
#martyr
#jihad
🌸🍃
دلنوشته #زینب_سلیمانی
حکمت انگشترتان این بود که از تن پارهپاره تان، دستی که مانده را راحتتر بشناسیم. دستی که سالها به سوی معبودتان دراز کردید، دست جانبازیتان که دست تمنایتان شده بود.
عقیق بر دست که نماد آرامش روح است و شما آن را به دست کردید چون میدانستید قرار است به آرامشی ابدی رهایی یابید.
غم و غصههایتان، دردهایتان از وجود مبارکتان رهانیده میشوند. معنی عقیق همین است که شما به راستی میدانستید کجا به دست کنید. به همان دستی که ماند تا یاد علمدار کربلا را دوباره زنده کند. در سرزمین عراق بر روی زمین افتاد تا علم و علمدار روحی تازه کند در دلها...
شما علمدار بودید بابا؛ علمدار حرم و کرامت و انسانیت.
بی سرو سامان و حیران و سرگردان به دنبال گوشهای از شما بودیم که عقیقت به روح و جانم رسید این تمام سهم ما از شما بود...
اینکه چگونه انگشترتان را به دستم رساندید بماند بین من و شما ... قول میدم همانطور که خواستی علمدار خوبی برای علمت باشم حضرت پدر.
☑️ زینب سلیمانی
🇮🇷 سیره شهدا 🇮🇷
👦روزی احمد با تعداد زیادی مجله که تصاویر خواننده ها
و رقاصه روی اون بود اومد خونه،
👩مامان گفت: احمد جان اینا چیه آوردی؟ چرا خریدی ؟
احمد رفت طرف باغچه و مجله ها رو آتیش زد
🔥🔥🔥🔥
و گفت: مامان اینا رو از باجه سر کوچه خریدم تا هم محله ای هام به گناه نیوفتن،
👩مامان گفت: پولشو از کجا اوردی؟💰
👦گفت: حقوق کار تابستونم رو استفاده کردم ،
👆مامان گفت: مگه نمی خواستی موتور بخری ؟
🌿🍃🌿🍃
👏گفت: هرچی فکر کردم دیدم موتور منو تا سر کوچه می بره ولی این کار تا بهشت.
💐🌿💐🌿
✋️مامان گفت:
ولی تو این شهر ک فقط همین یه باجه نیست.
🍃👆احمدگفت:
می دونم ولی وقتی مُردم به خدا بگم وُسع من در همين حد بود.
👏👏👏👏👏
🌿اینچنین بود کودکی شهید احمد کشوری