خیلی ناراحت میشم وقتی به دوست هام نگاه میکنم و حس میکنم دیگه نمیشناسمشون
قدرت نوشتنم رو از دست دادم
نوشتن احساساتم، نوشتن اتفاق های روزمرهام، نوشتن برای دیگران یا نوشتن داستان های تو ذهنم
صبح معلم شیمیمون داشت در مورد سرطان زا بودن سس مایونز و سوسیس کالباس بخاطر ترکیبات نگهدارنده داخلشون صحبت میکرد
بحث بعدی در مورد این بود که گوجه و انار و میوه های قرمز چطور میتونن ضد سرطان باشن
و نتیجه ایی که ما از این درس گرفتیم این نبود که سس مایونز نخوریم، نتیجه این بود که وقتی داریم سالاد با سس یا ساندویچ سوسیس کالباس میخوریم توش حجم زیادی گوجه بریزیم که عوامل سرطان زا رو خنثی کنه
در عین حال که از مدرسه رفتن خستهام از روزی که تموم میشه و دیگه مدرسه ایی وجود نداره هم میترسم
موهیتو با عطر بلوبریᵕ̈
این اینجا باشه ماه بعد باهم بهش بخندیم
گریه کن سطلی، صفر هم دیدیم.
به نظرتون تو مغز کسایی که میرن بالای سر کسی که خوابه حرف میزنن چیمیگذره؟
میترسم از روزی که زندگیم به درجه ایی از سختی برسه که به این روز هام غبطه بخورم