eitaa logo
محتوای تبلیغ دانش آموزی جامعه الزهرا سلام الله علیها
1.4هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.4هزار ویدیو
1.2هزار فایل
این ڪاناݪ شامݪ محتۅاهاے تۅلید شده تۅسط مبلّغان جامعة الزَّهࢪا(سلامُ اللهِ عَلیهٰا) جهت تبڵیغ دانش‌آمۅزے مێ‌باشد. ارتباط با ادمین @Qanbariz ارتباط با ادمین @NHTaheri eitaa.com/mohtavayedaneshamoziyeshamim
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 من، یک نوجوانم... تا امروز هرگز مرگِ مادری را از نزدیک ندیده بودم... تا این‌که تصاویر غزه، قلبم را شکست.💔 مادری نیمه‌جان را دیدم... خون‌آلود، زخمی، در میان خاک و فریاد. احساس می‌کردم دارم می‌میرم، انگار قلبم از سینه‌ام بیرون می‌کشیدند. من آن مادر را نمی‌شناختم، اما چشمان نگرانش، آن‌که هنوز دنبال بچه‌هایش می‌گشت، نفس‌های بریده و بی‌تابش، با تمام وجود، روحم را به گریه انداخت.😭 اشک‌ها بی‌اختیار جاری شدند... و من، میان بغضی که راه گلویم را بسته بود، فقط دنبال شانه‌ای بودم... شانه‌ای محکم، تا سرم را روی آن بگذارم و بگویم: «خدایا، این مادر را دریاب... کودکانش را پناه باش... همسرِ غریبش را در آغوش رحمت بگیر...»🤲 🍃خدای من... ناگهان دلم پر کشید به مدینه... به کوچه‌ای باریک و غم‌گرفته به نام . با خود گفتم: اگر من آن‌جا بودم چه می‌کردم❓ اگر خودم می‌دیدم که مردانی بی‌رحم، درِ خانه‌ی دختر پیامبر را در آتش می‌سوزانند...🔥 اگر می‌دیدم زنی جوان، در پشت آن در، تنها و بی‌پناه می‌افتد...🤭😪 اگر صدای ناله‌اش را می‌شنیدم، و پدری را می‌دیدم که دست‌بسته و غریب است...😱 اگر کودکان کوچکی را می‌دیدم که میان گریه و ترس، مادرشان را صدا می‌زنند... خدایا... حتماً همان‌جا جان می‌دادم. نمی‌دانم چگونه مردم مدینه، مردمِ مدیونِ زهرا، آن صحنه را دیدند و سکوت کردند... چطور دلشان لرزید و باز هم ماندند⁉️🤔 آه... وای از ای مادر غریبم... وای از تنهایی پدرم علی... قلبم میان غزه و مدینه، تکه‌تکه شد. یکی از خونِ مظلومان امروز، و دیگری از اشک‌های تو، ای دخت پیامبر... ـــــــــــــــــــ💕✨ــــــــــــــــــ ✍