مُجال - مُفت برا
ورس ۱:
این همه آتش خدایا ! شعله اش از گور کیست؟
شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟
پرده دانان طریقت در صبوری سوختند
این صدای ناموافق زخمه ی تنبور کیست؟
شیخ بازیگوش ما از بس مرید خویش بود
عطسه ای فرمود و گفت این جمله ی مشهور کیست!
پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ست
راستی در پشت این دستورها دستور کیست؟
آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنند
رنگ پیراهان اینان وصله ی ناجور کیست؟
دست این پاسور بازان هر که دل را داد باخت
دوستان چشم شما در انتظار سور کیست؟
_
ترجیع بند:
ترست چی؟
حرفت چی؟
درکت چی؟
هیچ، پوچ
عقلت چی؟
زیر شکم گیره
رنگین کمون ولی
از درون تیره
دیوان شعرات
دیوار مستراح
چشمات قفل بشه
رو تن دخترا
عقل که بره
از سر یه دم دراد
ینی خوشگلیات
واسه ی مفت براس
_
ورس ۲:
دین و دل دادند یارانم در این شرب الیهود
شیخ ما در باده گم شد ، مست ما مستور کیست؟
این که خضرش خوانده اید، اسکندر مقدونی است
این که دریایش لقب دادید چشم شور کیست؟
این که بر آن گوش خود بستید، صور محشر است
این که شیطان می دمد دائم در آن شیپور کیست؟
آن که می زد روز و شب پیوسته لاف اختیار
این زمان ترس از که دارد؟ این زمان مجبور کیست؟
بعد طوفان جز کفی در کیسه ی امواج نیست
شاه ماهی های این دریا ببین در تور کیست!
دست این پاسور بازان هر که دل را داد باخت
دوستان چشم شما در انتظار سور کیست؟
@mojallofficial
10.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قانون جنگل
.
مُجال - مُعطل
@mojallofficial
13.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیطان می دمد دائم بر آن ...
@mojallofficial
مُجال - دوراهی
گفت برخیز ز جا، دین که فقط ذکر و دعا نیست
بر لب زاهد خسته
در هیاهوی خداجوی نشسته
صدا هست،
خدا نیست
گفت برخیز همانگونه که برخاست حبیبم
تا خبر یافت غریبم
گفت برخیز همان گونه که برخاست زُهیرم
مثل عبداله و قاسم
چون علیاکبرم و عابس و عباس و بُریرم
گفت برخیز همانگونه که حر خواست و برخاست
با خودش گفت: کجایی؟
حق که پیداست
شرم کن حر! پسر فاطمه تنهاست
غرق حر بودم و حالش
ناگهان خواند عزیزی:
«کربلا منتظر ماست»
ءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء
عشق مجنون، عشق راهی، عشق شیدا میکند
لشکر عشقیم و وای از عشق غوغا میکند
عشق مجنون، عشق راهی، عشق شیدا میکند
عشق آیینه ست و وای از عشق غوغا میکند
ءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء
همهی دور و برم جلوهای از کرببلا شد
شهر از شک و یقین
از عطش و واهمه پر بود
هر دوراهی،
راوی قصهی حر بود
سر تصمیم یکی شمر، یکی حرمله میشد
حرِّ بالقوه، فراوان
حر بالفعل، رها از خود و از شک
شمر بالقوه، فراوان
شمر بالفعل،طبق اخبار و آمار چه اندک
آن طرف ابن زیادان زیادی
این طرف مسلمِ کم یار
ساکتان در صف سکه
والیان در پی دینار
با چه لحنی؟ چه زبانی؟ چه بیانی؟ چه حروفی؟
بیشتر با خط کوفی
چقدر نامه رسیده
وای بر ما! چقدَر قحطی غیرت شده، بنگر
کار حتی به اماننامه رسیده
و یزیدان زمان باز پی بستن آبند
شامیان سرخوش از این حادثه در بزم شرابند
و مریدان شریحان همه خوابند
و شریحان خودشان پشت نقابند
ءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء
عشق مجنون، عشق راهی، عشق شیدا میکند
لشکر عشقیم و وای از عشق غوغا میکند
عشق مجنون، عشق راهی، عشق شیدا میکند
عشق آیینه ست و وای از عشق غوغا میکند
ءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء
و در این همهمهها عطر عجیبی است
و مردی
که در اعماق نگاهش چقدر حس غریبی است
چه سردار عزیزی
چه علمدار، چه ماهی
چه شکوهی، چه نگاهی
چه امیری، چه سپاهی
همهی دشت پر از زینبیان فاطمیان حیدریان است
و پایان شب خندقیان، خیبریان است
از این جان و از این خاک و از این مرز
رهایند، رهایند، رهایند
با نیت همراهی این قافله تا قدس
در کرببلا، کرببلا، کرببلایند
#قاسم_صرافان
@mojallofficial
7.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یهویی هر چی اومد آوردم رو بیت شد این
می خواستم فقط مخصوص #دختر بشه، نشد 😅
بیشتر خواهر شد ✌🏻😁
@mojallofficial