هدایت شده از وُثقیٰ ؛
تو موقع شنیدن صدای انفجار میری
تو پناهگاه ، من میرم بالای پشت بوم
ما مثل هم نیستیم
هدایت شده از .
تظاهر به قوی بودن این روزها انگاری داره استخونهامو میشکنه. همین قدر به زور دارم ادامه میدم.
اون شب شاید گریه نکرد اما
وقتی پاش به گوشه مبل گیر کرد گریه کرد .
وقتی به اتوبوس نرسید گریه کرد .
حتی وسط خیابون گریه کرد .