هدایت شده از درون مآه.
تو نمیدانی این روز ها چقد دیر گذشت،حتما روزی برایت تعریف خواهم کرد.البته اگر میلی به شنیدن سخنانم داشته باشی.
ولی هرطور فکر میکنم ، هیچ ربطی به زمان حال ندارم .
من اهل خونههای حیاطدار قدیمیام ، با پنجرههایی که رو به گلهای شمعدونی باز میشن. اهل ترانههایی که با دل خونده میشدن نه با فیلتر و افکت.
با بنزهای قدیمی ، با صندلیهای چرمی و بوی خاطره.
من جایی بین گذشته جا موندم ؛ جایی که زمان ، آرومتر میگذشت و دلها واقعیتر بودن.
خاکی و مردمی بودن ، پز نبود
سبک زندگیش بود :)
وقتی که از یکی دلخور شدی و اون آدم همه جوره تلاش کرد از دلت دربیاره ، اونجا تو زندگیو بردی .