هدایت شده از '⊹A𝗯a𝗻d𝗼n𝗲d 𝗹i𝗯r𝗮r𝘆."
چه کسی از من مراقبت میکرد ؟ هیچکس ؛ من آن سایهای بودم که باید پشت همه میایستاد ، اما حتی نور هم او را یادش میرفت .
مرا از چشمها انداخت خوبیهای بیحدم
که دل را میزند چیزی که بیاندازه شیریناست.
برای امیرالمؤمنین که کار کنی ، قلبت خودشو پیدا میکنه.
میفهمی چرا هنوز وایستادی و چرا هنوز امید هست.
وقتی کاری برای مولاست ، نه منتظر تشکر میمونی ، نه دنبال نتیجهای.
همین که میدونی داره دیده میشه و براش ارزش داره ، کافیه.
انگار یه نور آروم میریزه روی دلِ آدم ، یه روشنی بیدلیل.
انگار داری واسه پدری کار میکنی که حتی نفس کشیدن هاتم دوست داره.
ما چیزی نخواستیم جز اینکه یه روز ، تو یه جایی که هیچکس به دادمون نمیرسه
یه دستی بیاد بالا و یه صدایی بگه
این همونیه که یه روز یه کاری به عشق من کرد.
غدیر یعنی همین
یعنی دل بدی به ولی خدا ، وقتی دلت پر عشقه.
یا علی ، ما به نیت تو شروع کردیم و
به امید نگاهت ادامه دادیم (: