-با چشمانی خسته به چراغِ قرمز مقابلم خیره شدم ؛ بی اختیار سرم را به فرمان ماشین تکیه
دادم و نفس عمیقی کشیدم . .
صدای پرندهها تنها چیزی بود ک به گوش میرسید
با وجود آنكه صدای زنندهی بوق ماشین ها و
هیاهوی مردم خیلی بیشتر به نظر میآمد ؛
مُدام بودی ، پیش چشمانم ، مقابلم . .
تصویر خندههایت برای لحظهای جلویم ظاهر شد
با سبز شدن چراغ و بوق پی در پی ماشینها
مجبور به حرکت شدم ؛ ادامه دادن . .
ادامه زندگی ، ادامه ساعتها ، ادامه لحظهها
ُو مثلِ تمام این روزها ؛ ادامه نبودنِ تو :)
هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀ ᴍɪɴᴅ
رفیق چند ساله هم که باشیم اگه یه بار حس اینکه مزاحمتم رو بهم القا کنی ازت فاصله میگیرم .
+ اگه یه روز من نباشم چیکار میکنی؟
-یعنی چی برای چی نباید نباشی؟ :)
+من الان خودمو از اینجا پرت میکنم پایین .
تو چیکار میکنی؟
-من زودتر میمیرم
+چرا؟
-برای اینکه من سنگین ترم زودتر میرسم زمین :)
میخوای امتحان کن .
-دیالوگ
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-به آسمون نگا کرد . .
پیدا بود که دلش غم داره و دیگه توانِ دم زدن نداره
خواستم بگم دِ خب حرف بزن .
که خودش آروم گفت :
دلم میخاست بیاد بگه تو بخوای ول کنی من که تو رو ول نمیکنم .
شاید به مو رسیده که اونم نرسیده و الکی شلوغش کردیم ولی نزاشتیم پاره بشه نگهش داشتیم .
دِ عاقا مگه کشکه ؟
صحبت رفاقتِ صحبت دوکیلو پیاز که نیست ؛
رضا پروانه مگه الکی رضا پروانه شد ؟
شاد بودی قوی بودی دیوونه بودی
الان غم دیدی ؟
خب فدایِ سرت و غمت باهم میگذرونیم .
همیشه تو قلبتِ ؛ خواستی از خاطره ها و شیرین زبونیاش بگی هم بیا بگو این جفت گوش دربست در خدمت شماست .
همیشه که اینجوری نمیمونه .
دنیاست دیگه ؛ رفتن داره ؛ اومدن داره ؛ غمداره ؛ شادی داره
ما دوتا رو هم داره !
غمایِ توهم بعد ی مدتی میزارن میرن و وقتی داری میخندی درواقع اون فرشته است که داره تو قلبت میخنده ؛
ماهم دعوا داریم تو سرِ هم زدن داریم بحث و دلخوری داریم خنده و لحظه های شیرینِ رفع دلخوری و آشتی داریم
خدامونم بزرگه .
و دمش گرم که گذاشتمون سرِ راه هم .
رفیقیم دیگه ؟!