eitaa logo
- ژیهات
1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
4 فایل
من؟ دلم توی حرم جامونده. « دلتنگی اسم دومم شده و کربلا، نشونه‌ی اصلیمه » دلبر ما از نظر دور است ، از دل دور نیست. وطن دوستی که حوصله وطن فروشا رو نداره. [ همون مخاطبِ خاص سابق ]
مشاهده در ایتا
دانلود
- من ی چن وقته که بعدِ رفتنت دریا نمیرم :)
‌كافيست مدتى نباشى طورى فراموش مى شوى كه انگار از همان اول وجود نداشتى .. همان آدم ها كه بارها غصه شان را خوردی ، غرورت را برايشان زير پا گذاشتى همانها كه گفتند اگر نباشى دنيا برايم معنايى ندارد دقیقا  همانها تو را همچون خاطره اى فراموش شده در زباله ى افكارشان مى اندازند .. -سروش‌كلهر
- ژیهات
+ ولی خب تو‌ باید قوی باشی !
- از قوی بودن نگو برام من دیشب از غصه ترکیدم ، امروز صبح از خنده .
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- خودت خبر داری چقد خراب ِ حالم :)
هدایت شده از بوےِ‌دلتنگی(:🇵🇸
_
هدایت شده از بوےِ‌دلتنگی(:🇵🇸
_به یاد همه‌یِ شوما دوستان به خصوص: https://eitaa.com/barayambego 🌱 https://eitaa.com/ehtemaam 🌱 https://eitaa.com/mokhatbam 🌱 https://eitaa.com/rooha00 🌱 https://eitaa.com/mahzooon 🌱
خیلی وقته نه تبلیغِ خاصی میکنم نه تبادل نه چیزی . با همین ممبرا حال میکنم و اوناییم که میان و به جمعمون اضافه میشن هم همینطور ؛ اوناییم که میرن ‌لابد از سبک و سیاق کانال خوششون نمیاد👨🏿‍🦯
خودم را خوب سنجیدم بدونِ تو نمی‌ارزید ؛
آوینی ِ درونم هی تو گوشم میگه اینجا اسمش زمین نیست ؛ سیاره رنج ِ ؛ تکرار کن ! سیاره رنج .
کلیدو انداختم توی قفل ؛ هنوز نچرخونده بودمش که صدای آلوده به بغضی از پله های طبقه بالا تمام حواسمو جلب خودش کرد ؛ با نوک پا قدم برداشتم، جوری که حتی خودمم صدای پامو نمی‌شنیدم سرک کشیدم . علی بود ! پسربچه طبقه بالایی اگه درست یادم باشه ۸ سال بیشتر نداشت ؛ از چهره درهم و چشم‌های پف کردش مشخص بود یه دل سیر گریه کرده ؛ ولی همچنان بغض داشت خفش میکرد، اونقدر که دندون‌های کوچیکش روی هم جفت نمیشدو دائم از روی عصبانیتُ حرص میلرزد . - علی ؛ اینجا چیکار میکنی ؟! اشک هاشو با یقه آستینش پاک کردو با صدایی که سعی میکرد نلرزه گفت: ± سحر اسباب بازی مورد علاقمو شکست مسیح ! چنتا پله دیگه بالا رفتمُ تنِ کوچیکشو بین آغوشم جا دادم ، خوب؛ چرا چیزی نگفتی بهش ؟! سرشو رو از قفسه سینم برداشت با چشم‌های گرد شده زل زد بهم - اخه ؛ اخه سحرو دوسش دارم ! اصلا تو میدونی دوست داشتن چیه مسیح ؟! تنِ لرزون علی رو دوباره کشیدم توی آغوشم ؛ یاد خودم افتاده بودم ؛ با این تفاوت که سحر اسباب بازی علی رو شکستِ بودو تو قلبِ منو ، منم یه دل سیر گریه کردم ؛ منم از عصبانیت لرزیدم ؛ منم مچاله شدم تو خودمو جیکم درنیومد فقط چون دوست داشتم ! من معتادِ تو بودم نسخ عطر پیرهنت ؛ امان از روزی که رفتیُ داغ گذاشتی رو دلِ هزار و یک تیکم ! ± مسیح ؛ اصلا تو تاحالا کسیو دوست داشتی ؟! - من ؟! نه ؛ اره ؛ نمیدونم حقیقتاً من دیگه خودمم دوست ندارم علی :) ! - واگویه‌های‌مسیح