eitaa logo
- ژیهات
1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
4 فایل
من؟ دلم توی حرم جامونده. « دلتنگی اسم دومم شده و کربلا، نشونه‌ی اصلیمه » دلبر ما از نظر دور است ، از دل دور نیست. وطن دوستی که حوصله وطن فروشا رو نداره. [ همون مخاطبِ خاص سابق ]
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی وقته نه تبلیغِ خاصی میکنم نه تبادل نه چیزی . با همین ممبرا حال میکنم و اوناییم که میان و به جمعمون اضافه میشن هم همینطور ؛ اوناییم که میرن ‌لابد از سبک و سیاق کانال خوششون نمیاد👨🏿‍🦯
خودم را خوب سنجیدم بدونِ تو نمی‌ارزید ؛
آوینی ِ درونم هی تو گوشم میگه اینجا اسمش زمین نیست ؛ سیاره رنج ِ ؛ تکرار کن ! سیاره رنج .
کلیدو انداختم توی قفل ؛ هنوز نچرخونده بودمش که صدای آلوده به بغضی از پله های طبقه بالا تمام حواسمو جلب خودش کرد ؛ با نوک پا قدم برداشتم، جوری که حتی خودمم صدای پامو نمی‌شنیدم سرک کشیدم . علی بود ! پسربچه طبقه بالایی اگه درست یادم باشه ۸ سال بیشتر نداشت ؛ از چهره درهم و چشم‌های پف کردش مشخص بود یه دل سیر گریه کرده ؛ ولی همچنان بغض داشت خفش میکرد، اونقدر که دندون‌های کوچیکش روی هم جفت نمیشدو دائم از روی عصبانیتُ حرص میلرزد . - علی ؛ اینجا چیکار میکنی ؟! اشک هاشو با یقه آستینش پاک کردو با صدایی که سعی میکرد نلرزه گفت: ± سحر اسباب بازی مورد علاقمو شکست مسیح ! چنتا پله دیگه بالا رفتمُ تنِ کوچیکشو بین آغوشم جا دادم ، خوب؛ چرا چیزی نگفتی بهش ؟! سرشو رو از قفسه سینم برداشت با چشم‌های گرد شده زل زد بهم - اخه ؛ اخه سحرو دوسش دارم ! اصلا تو میدونی دوست داشتن چیه مسیح ؟! تنِ لرزون علی رو دوباره کشیدم توی آغوشم ؛ یاد خودم افتاده بودم ؛ با این تفاوت که سحر اسباب بازی علی رو شکستِ بودو تو قلبِ منو ، منم یه دل سیر گریه کردم ؛ منم از عصبانیت لرزیدم ؛ منم مچاله شدم تو خودمو جیکم درنیومد فقط چون دوست داشتم ! من معتادِ تو بودم نسخ عطر پیرهنت ؛ امان از روزی که رفتیُ داغ گذاشتی رو دلِ هزار و یک تیکم ! ± مسیح ؛ اصلا تو تاحالا کسیو دوست داشتی ؟! - من ؟! نه ؛ اره ؛ نمیدونم حقیقتاً من دیگه خودمم دوست ندارم علی :) ! - واگویه‌های‌مسیح
- تو؟! شکوفه بهارِ من :)
-
- ژیهات
-
گل نسبتی ندارد با روی دل‌فریبت تو در میان گل‌ها چون گل میان خاری :)
- این پیام شامل یک متنِ طولانی است ك شرح حال میدهد و خلاصه اش یک جمله است ؛
تا محرم . . نگرانم :) نگرانم نکند خواب بمانم ؛ نکند بغض من از شدت غم نه ببارد . . نه بکاهد . . نکند اشک نریزم ؟ نکند کرب و بلا را ندهی . . حضرت ارباب ؟ نکند باز بمانم ؟ نکند باز نخوانم که حرم اهل حرم میر و علمدار نیامد ؟ نکند پای پیاده حرمت . . باز بماند به دلم حسرت و آهش نگرانم . . نگرانم نکند دیر شود جا بمانم ؛ نگرانم . .
بی‌تو هر لحظه مرا بیمِ فروریختن است ؛ مثلِ شهری كه به رویِ گسلِ زلزله‌هاست ..