- ژیهات
ولی واقعا خواهر داشتن نعمتِ .
همین الان اینو دید برگشته سمتم با لبخندِ پهن میگه با من بودی ؟
نه با بقالِ سر محل بودم .
- ژیهات
حرفهاتو بگو به کربلا .
در گوشهای نشستهام و گریه میکنم
جانا بیا سری به دلِ مضطرم بزن :))
میگه رو ی دستش طفلِ شیش ماهشه . .
با دست دیگش با خنجر داره واسِ اصغرش قبر میکنه . .
و زیرلب میگه حلالم کن بابا :))))))))