هدایت شده از من ِتمامشده .
_ تقدیمبهعزیز ِقلبم _
دست به قلم میشوم ُ برایت مینویسم ، برای ِتویی که هرگز نخواهی دانست ..
سلام ، سلامی از جنس ِدلتنگی ؛
حقیقت را بخواهی نمیدانم ، نمیدانم که این واژه ها را باد به گوشت میرساند یا نه ..
اما .. چگونه بگویم ،
من دل سپردهام ، به نگاهی که هرگز ندیدم ، به صدایی که هرگز نشنیدم ، به لبخندی که هرگز ندیدم تا با زدنش قند در دلم آب کند .
قسم به همین دوست داشتن ِبیصدا ، به وفاداری ِبیپاسخ ُحتی به عشق تکنفرهی بیهیاهوی خویش ؛
باتمام این تلخیها ، بازهمدوستت دارم .
_ جنآبقاف .