- ملجاء .
،
ولي قرار نبود من دوباره از پشت گوشي نگاه به حرمت كنم .. مگه نه اقا ؟
- ملجاء .
: ) ..
ولي اقا ميخوام باهات حرف بزنم ، راستشو بگم ، اصلا نفهميدم محرمت كِي اومد و كِي رفت ، چطور گذشت ، اصلا نفهميدم روز شهادت دخترسهسالت ، چطور اومد و چطور رفت ، چشم بهم بزنيم صفرم تمام ميشه ..
ميگم ولي اقا ، نکنه خدایي نکرده ، این عشق و ارادتي ك ما به شما و اصحابتون داريم همينقدر زود گذر باشه ؟
هعي ، اره حسين ِفاطمه'ع ، جدي جدي نفهميدم ماه ِمحرم ، روزشهادت ِخانومرقیه .. چطور گذشت ..
فقط ميشه اجازه اينو بديد ك سال ديگه هم عزادارتون باشيم ؟
سال ديگه هم با ذوق و دلي خسته پا بزاريم تو روضه ات ؟ و بعد با دلي اروم برگرديم ؟
سال ديگه موكب زده باشيم برات ؟
يا اصلا .. اجازه ميدي سال ديگه تو روضه ات .. فدات بشيم ؟
تو خيلي مردي ، بامرامي ، بامعرفتي ..
ولي ما گنه كاريم اينو نميبينيم ( :
قربونت برم ، حسين ِفاطمه'ع ..
#خودنوشت .