هدایت شده از اوای قلم
26.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مداحی کربلایی قاسم نعمت زاده در شب پنجم ماه محرم احوالات حضرت قاسم ابن حسن ع ❤❤
هدایت شده از اوای قلم
25.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مداحی کربلایی قاسم نعمت زاده در شب هفتم ماه محرم احوالات باب الحوائج حضرت علی اصغر ع در مسجد جامع شهرستان انگوت 💐💐
اظهارات عجیب سرلشکر محمود منصور موسس سازمان اطلاعات و امنیت قطر در خصوص هواپیمای اوکراینی:
«ایرانیها راهی جز شلیک نداشتند»
▪ایرانیها ضربه ی مهلکی بر پیکر ارتش آمریکا وارد کردند و همه ما و منطقه و قطعا نیروهای نظامی و مسولان ایرانی میدانستند که ترامپ فورا دستور حمله میدهد، و البته برخلاف تصور رسانهها ترامپ بهسرعت دستور واکنش داد، اما مشکل آنجا بود که ایران کلیه سیستمهای راهبری و راداری در منطقه را تحت کنترل داشت و عملا آنها را مختل کرده بود و دقیقا بههمین علت عملیات موشکی در زدن عینالاسد بی نقص از آب درآمد.
▪پنتاگون برای خنثی کردن اقدامات ضد راداری ایران و زدن اهدافی درون خاک ایران از طریق ارسال موشک یا بمباران هوایی (با هواپیما) با پرواز دادن ۲ هواپیمای آواکس (سیستم پیش اخطار و کنترل هوایی/ رادارهای ۳ بعدی پرنده) در سعودی و ترکیه بخشی از این پوشش را ایجاد کرد ولی همچنان نقاط مرکزیتر ایران کور بودند و در پوشش کامل نبودند.
▪آمریکاییها بوئینگ به ظاهر مسافری اما عملا بوئینگِ آواکس را که برای عملیاتهای ویژه به شکل مسافری طراحی شده است را در اختیار اوکراین (همپیمان خود) قرار دادند تا جهت تکمیل موزائیک نقشه راداری و شناسایی آخرین تغییرات سیستمهای پدافندی وارد آسمان ایران شود!
▪این اتفاق رخ داد و هواپیما پس از مخابره اطلاعات و یافتههای خود در فرودگاه امام خمینی نشست، اما این تازه اول ماجرا بود، سیستمهای سایبری سپاه متوجه انتشار و ارسال سیگنالهای غیرعادی از هواپیمای بوئینگ اوکراینی شده بودند و بلافاصله خدمه پرواز و عوامل فنی بازداشت و هواپیما وارسی میشود، حتی پوسته موتور باز و بررسی میشود ولی مورد ویژهای کشف نمیشود! (علت تاخیر چندساعته و اعلام نقص فنی)
▪با اینحال ایران اصرار بر زمین گیرکردن هواپیما و عدم پرواز داشت. ایرلاین اوکراینی تهدید میکند درصورت عدم اجازه پرواز، نظام فرودگاهی ایران را بهصورت ساعتی مواجه با مجازاتهای مالی مینماییم (ساعتی چند ده هزار دلار) ایرانیها کوتاه میآیند ولی همچنان مشکوکند.
▪پدافند سپاه جهت خنثیکردن عملیات شناسایی احتمالی، نقشه استقرار سامانههای پدافندی را مجددا در حلقه (رینگ) آخر تغییر میدهد.
▪بوئینگ اکراینی مسافرگیری کرده و پس از «تیک آف» برای کشف و اطلاعرسانی آخرین یافتهها و وضعیت سامانههای پدافندی اطراف تهران، رادار مرکزی (۳ بعدی) خود را روشن میکند.
▪بهمحض ارسال و دریافت دیتا توسط پایگاههای آمریکایی، عملیات انتقامی و مقابله به مثل آغاز میشد و چند ده موشک کروز از اقصی نقاط منطقه بهسوی اهدافی در ایران و علیالخصوص تهران شلیک میشد.
▪ایرانیها دیگر مطمئن شده بودند که منبع و چشم شناسایی نیروهای آمریکایی همین بوئینگ اوکراینی است و ادامه حضورش در آسمان، هدایتکننده دقیق صواریخ(موشکها) آمریکایی تا اصابت به هدف است.
▪آنجاییکه ژنرال حاجیزاده فرمانده هوافضای سپاه از قول اپراتور شلیک موشکهای پدافندی میگوید: "فقط ۱۰ ثانیه فرصت داشته..." منظور این است که ۱۰ ثانیه وقت داشته تا تصمیم بگیرد یک هواپیمای فوق مدرن جاسوسی که جانِ ۱۷۰ انسانِ بیگناه را گروگان گرفته ساقط کند یا پذیرای دهها یا صدها موشک کروزِ آمریکایی (موج اول) باشد که احتمالا بخشی برای نابودی سامانههای پدافندی و بخشی برای زیرساختهای حیاتی و پس از سقوطِ دژهای پدافندی، موج حملات کروزی و جنگنده-بمبافکنهای آمریکا یا ائتلاف توأمان باشد.
▪آن «افسر» هرکه بود با تصمیم سختش، یک «کشور» یا یک «حاکمیت سیاسی» را از سقوط نجات داد.
▪بهتر است دولتمردان ایرانی بهجای خجالت و کتمان حقیقت (اینکه ترامپ حمله به «عین الاسد» را پاسخ داد و ... شاید بخاطر تلفات سنگین آمریکاییها!) واقعیت رخداد را به ملتشان بگویند.
▪موشکهای کروز آمریکایی فقط ۱۰ ثانیه قبل از لود کامل اطلاعات، دچار سیاهی راداری (Blank Out) و کوری شدند!
قدر سربازانمان را بدانیم
حتما_بخوانید
نشر_حداکثری_دهید
🌹مثل قاسم
✍شهید «مرحمت بالازاده» که در زمان ریاست جمهوری حضرت آیتالله خامنهای ۱۳ ساله بود، در مراسمی خود را با مشقت به رئیس جمهور رساند و گفت: «آقا جان! حضرت قاسم(ع) ۱۳ ساله بود که امام حسین(ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم ۱۳ سالم است ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمیدهد به جبهه بروم.
هر چه التماسش میکنم، میگوید ۱۳ سالهها را نمیفرستیم. اگر رفتن ۱۳ ساله ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم(ع) را چرا میخوانند؟»
بعد از بغض و اشک مرحمت و متأثر شدن رییس جمهور، ایشان مرحمت را در آغوش گرفت و رو به سرتیم محافظانش گفت: « آقای ... یک زحمتی بکش با آقای ... تماس بگیر بگو فلانی گفت این آقا مرحمت رفیق ما است، هر کاری دارد راه بیاندازید. هر کجا هم خودش خواست ببریدش، بعد هم یک ترتیبی بدهید برایش ماشین بگیرند تا برگردد اردبیل. نتیجه را هم به من بگویید».
🔺 شهید بالازاده یک سال بعد، کمی بعد از شهادت مرادش، مهدی باکری، مهمان سفره حضرت قاسم شد
✅کانال عاشقان شهید سلیمانی👇
http://eitaa.com/joinchat/640811030C1457b2a299
هدایت شده از اوای قلم
34.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مداحی کربلایی قاسم نعمت زاده در شب هشتم ماه محرم در مسجد جامع شهرستان انگوت احوالات حضرت زینب کبرا س و حضرت رقیه س ❤❤
هدایت شده از اوای قلم
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️زیادی فرماندار شهرستان انگوت در معیت امام جمعه و مسئولین ؛ ضمن تجلیل از تلاشهای مدافعان سلامت از ایستگاهای سطح شهر و بین راهی بازدید و بر عدم برگزاری مراسم شبیه خوانی و دسته جات تاکید کرد
🎤مصاحبه از زیادی فرماندار شهرستان انگوت
💐💐
هدایت شده از اوای قلم
✔️قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
✔️حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پروندهات امضاء ندارد
✔️آيين مقتل خوانی همزمان با روز عاشورا با حضور عموم عزاداران توسط حجت الاسلام و المسلمين حاج آقا امیدوار امام جمعه سابق انگوت با رعايت پروتكل های بهداشتی در فضای باز, رأس ساعت ۹ صبح در محوطه #مسجدباب_الحوائج_شهرستان_انگوت برگزار میشود
✔️از طرف دفترامام جمعه و هیئت امنای مساجد انگوت
❤
هدایت شده از نهاد پیشرفت گرمی (بنیاد علوی)
⚡️ازسوی بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی؛
⭕️یک دستگاه آمبولانس پیشرفته به شبکه بهداشت و درمان شهرستان گرمی اختصاص یافت
🔸مسوول طرح پیشرفت بنیاد علوی در شهرستان گرمی گفت: یک دستگاه آمبولانس جدید،اهدایی بنیاد مستضعفان بزودی وارد ناوگان آمبولانس های شبکه بهداشت و درمان شهرستان گرمی می شود.
🔸علی قیطانی گفت:با پیگیری های متعدد ازطرف نهاد پیشرفت شهرستان گرمی ،با توجه به نوسازی ناوگان آمبولانس شبکه بهداشت و درمان و همچنین جهت ارتقاء خدمات به بیماران در مرکز آموزشی و درمانی بیمارستان ولایت گرمی،یک دستگاه آمبولانس ون وانا تیپ B مجهز به کلیه امکانات به شبکه بهداشت و درمان گرمی اختصاص داده شد.
🔸دبیرنهاد پیشرفت شهرستان گرمی ارزش ریالی این آمبولانس اهدایی ازسوی بنیاد مستضعفان را بالای ۲ میلیارد تومان عنوان کرد و اظهار امیدواری کرد با پیگیریهای لازم و جدی توسط نماینده رسمی دانشگاه علوم پزشکی استان اردبیل ،جهت انجام مراحل تحویل و ثبت سند خودرو بنام دانشگاه علوم پزشکی ، این آمبولانس بزودی وارد ناوگان آمبولانس های شبکه بهداشت ودرمان گرمی شود.
هدایت شده از کانون بسیج پیشکسوتان شهرستان اردبیل
💢در صفین نوجوانی نقاب زده ناگهان چون تیری از چله کمان جبهه امیرالمومنین رها شد و خود را به صحنه نبرد رساند
جز مولا علی هیچکس نه از جبهه دشمن و نه از اردوگاه دوست نمیدانست که این نوجوان نقاب چهره کیست؟!
آنانکه از چشم سن و سال را میسنجیدند گفتند که بین ۱۲ تا ۱۴ سال ...
آنانکه از هیکل و جثه پی به سن و سال میبردند گفتند : حدود ۱۷ سال ...
⭕اما جوان نقاب زده که همه را به اشتباه انداخته بود چون جنگجویان کهنه کار به دور میدان چرخ میخورد و مبارز میطلبید
چالاکی نوجوان حکمی بود... شهامتش حکمی دیگر ...
هیچکس از جبهه مخالف پا پیش نمیگذاشت!
معاویه به ابوشعثا گفت برو و کار این سوار را بساز ابوشعثا گفت اهل شام مرا حریف هزار سوار میدانند! دون شأن من است جنگ تن به تن با این تک سوار 😡
یکی از هفت پسرم را میفرستم تا سرش را برایت بیاورد
پسرجوان ابوشعثا به محض ورود به کارزار با شمشیر نوجوان به دو نیم شد و آه از نهاد ابوشعثا برخاست دومین فرزند را به خونخواهی اولی فرستاد دومی نیز بی آنکه مجال جنگیدن پیدا کند جنازهاش در کنار جنازه برادر قرار گرفت... سوم و چهارم و پنجم هم...
لحظه به لحظه غریو شگفتی و شادی در لشکر امیر المومنین اوج میگرفت و در جبهه دشمن سکوت و حیرت و بهت و مصیبت لحظه به لحظه سنگینتر میشد ...
❌ وقتی ششمین و هفتمین پسر ابوشعثا هم به درک واصل شدند از جبهه دشمن نیز تحسین به هوا برخاست‼️ و آن چنان خشم و غیرت ابوشعثا را به جوش آورد که به معاویه گفت : تکه تکهاش میکنم و از جا کنده شد و با چشمانی خون گرفته و توانی صد چندان خود را به عرصه نبرد رساند
دست سوار اما انگار تازه گرم شده بود چون شیری که روباه را به بازی بگیرد ابوشعثا را لحظاتی به تلاطم وا داشت و در لحظه و آنی سر ابوشعثا را پیش پای اسبش انداخت و بدن خونینش را به خاک نشاند
چنان ترس و وحشت لشکر معاویه را فرا گرفته بود که هیچکس حتی جرأت جمع کردن جنازه های آل ابوشعثا را به خود راه نمیداد
⭕ نوجوان به قلب جبهه دوست بازگشت ...
آن زمان که مولاعلی او را در آغوش گرفت و نقاب از چهره اش برداشت تا عرق از پیشانیاش پاک کند و روی ماهش را ببوسد....
تازه فهمیدند
که او ...
عباس بن علی است
نه علمدارِسپاهم که سپاهم بودی
تا تو پاشیده شدی لشکر من ریخت به هم
مادرم آمده بالای تن بی دستت
از به هم ریختنت مادر من ریخت به هم
قبل از آنی که تنم زیر سم اسب رود
ازتماشای تنت پیکر من ریخت به هم
صحبت از معجر زینب شده از جا برخیز
حرف معجر شده و خواهر من ریخت به هم