-فقط تلفن تو یادم بود.
+چه خوب، باز یه چیزی از من یادت بود.
-من خیلی چیزا از تو یادم میمونه.
دیالوگ/قورباغه
کسی چه میداند
شاید در روزی دور و نامعلوم
دوباره دیدار کنیم.
روزی که ما
دیگر آن آدمهای سابق نیستیم.
-صباحالدینعلی
گفت:
آدمی را دارید که وقتی از زندگی خسته شدید،
شما را دوباره به زندگی برگرداند؟
«من از تو برایشان گفتم.»
-یلدا سیدی