ما آنچه دانستیم را به تو آموختیم
ولی دارویی برای اندوه نمیشناسیم
برای دلی که از بیداد میشکند.
-بهرامبیضایی
تنهایم
شبیه مهاجرانی که در غربت
دیوار سفارت کشورشان را
در آغوش میگیرند.
-سید رسول پیره
ملتهب"
آره ، هنوزم قصه میگم اما تو نبودی که بشنوی. دیالوگ/پُلچوبی
حرف از نبودن که میشود
بیشتر از تو یادِ خودم میافتم
که چقدر نبودهام
نه در خیالت، نه در کنارت.
-لیلامقربی
فعلا میسازم،چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد
و از تویش خوشبختی درآورد؟
همین است که هست.
-فروغفرخزاد