فعلا میسازم،چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد
و از تویش خوشبختی درآورد؟
همین است که هست.
-فروغفرخزاد
من الان خیلی جایِ بدی وایسادم
احتیاج دارم تو بهم بگی دوستم داری
یه کاری کنی بفهمم
یهچیزی بگو رامین، داری منو از دست میدی.
دیالوگ/قورباغه
این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم!
یعنی تو باور میکنی؟
شمردهای؟
کی شمرده است؟
جز سیاستمدارها دیدی کسی آدم بشمرد؟
باور نکن نارنجی!
باور نکن سبزْ آبیْ کبودِ من!
باور کن همه دنیا فقط تویی و برخی دوستان،
بقیه تکراریاند.
-عباسمعروفی
ملتهب"
-تو یعنی اصلا عوض نشدی ؟ +نه ،عوض نشدم. تورو دیگه دوست ندارم. -یعنی همه اون زمزمهها ،زندگیا ،عشقا
حتی خود تو هم دیگر شبیه تو نیست.
-سیدتقیسیدی
وقتی از پنجره سقوط کنی نمیتونی با خوشخیالی و خنده و شادی کوفته شدن رو زمینو انکار کنی
-قرارمون بود، قول دادی
+قرار چیه وضع عوض شده
-قرار اون چیزیه که وضع عوض شد
پاش وایسی ،قرار یعنی این.
دیالوگ/کنعان