هدایت شده از ﮼ناگفته.
تو يه ديوار نياز داشتی كه وقتی حالت خوب نيست، بهش مشت بكوبی و وقتی حالت خوب شد بهش پشت كنی، و اون ديوار من بودم.
@nagofte_1
در حالی که به نیمی از مردم این شهر یک لبخند بدهکار بودم، به تو میخندیدم.
-سیدتقیسیدی
ملتهب"
میخواست بگوید: دلم میخواهد ببینمت، و لمست کنم، و در آغوشم پنهانت کنم، و اسمت را طوری صدا کنم که ان
مرا بپوش
سردم است.
-سیدتقیسیدی
سعی کن دوستدار غمهایت باشی،شاید بروند؛
بسان تمام چیزهایی که دوست داریم و میروند.
-أنيسمنصور