-تو از در رفتی بیرون،
من یه لحظه با خودم فکر کردم
فردای روزی که من چشم وا کنم تو نباشی
من چیکار کنم؟
توو این شهر راه برم تو نباشی.
من شبا با کی حرف بزنم هما؟
من زندگیمو رو حسابِ کی بسازم؟
دیالوگ/میخواهمزندهبمانم
ملتهب"
درختِ کوچکِ من به باد عاشق بود به بادِ بیسامان.
و به او برمیگشتم، مثل باد به کوهستان.
-حمیدسلیمی