عزیزم،
ما پریشانتریم از آن که خواب خوبی ببینیم.
چشمهایت را ببند و به کابوسهایت سلام کن.
و به من فکر کن.
به من،که پناهندهی غمت هستم.
-حمیدسلیمی
نیاز داشتم مدت زیادی به او نگاه کنم،
اما چطور میتوان اسب عاشق باد را از دویدن و دورشدن منصرف کرد؟
-حمیدسلیمی
مرا دوست بدار
به سان گذر از
یک سمت خیابان
به سمتی دیگر؛
اول به من نگاه کن
بعد به من نگاه کن
بعد باز هم مرا نگاه کن.
-جمالثریا
ملتهب"
آیا مادرش هم اورا به اندازه من دوست داشت؟ -عباسمعروفی
آیا کسی میتوانست بفهمد که دوست داشتنِ او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیك میکند؟
-عباسمعروفی