ملتهب"
من از خودم یه سرزمین ساختم تو شب و روز فکر اونورِ مرزی.
گفت تو صاحب این سرزمینی
و سپس به قلبش اشاره کرد.
ملتهب"
و من برای خودم از تو قفسی ساختهام امن و عزیز و آفتابی. -عباسمعروفی
مرا از حبس آغوشت چه اصراری به آزادی؟
-سعیدصاحبعلم