تو خواب و بیداریم دنبال آغوشت میگردم،دنبال حضورت و ناباورانه نبودنت میخوره تو صورتم و اشک جاری میشه،چقدر نمیتونم نبودن رو.
ملتهب"
من نامِ یک کوچه میشوم کوچه درخت میشود تا تو راهِ خانه را گم نکنی. -سجادافشاریان
«سرو بودم سر زلف تو بپیچید سرم را
یاد باد آنهمه آزادگی و تاب و توانم»
«دلم از این خرابیها بُوَد خوش زآنکه میدانم
خرابی چون که از حد بگذرد آباد میگردد»