همین امسال بچه ها سر زنگ تاریخ
مضمون حرفی که میزدند این بود:
چرا به بهاییت احترام نمیزاریم و جلوشون وایمیسیم. معلمم که همین تفکر و همراهی بچه ها..
یادته تو چقدر حرص خوردی از جو کلاس؟ ما دوتا چند تا کتاب خونده بودیم در مورد بهاییت ...
ولی حرف نزدیم و توضیح ندادیم.
این کتاب خوندنمون که نتونیم جواب دوست هم سنمون رو بدیم دردیُ دوا نمیکنه
مؤمنات :)
وقتی داشتم نقاشی ها رو از روی زمین جمع میکردم یکی از بچه ها گفت با پا گذاشتن رو پرچم چی درست میشه؟
هی با خودم میگم کاش جواب اون بچه رو به زبون سن خودش میدونستمو میگفتم...
شاید فقط همون یکی با یه حرف این فکرش بدون پاسخ نمیموند...
بسیار آدمِ “عهه آسمونو ببین”، “عههه ماهو ببین”، “عههه ابرا رو ببین” ای هستم.🌝☁️
هدایت شده از خونه مؤمنه ها🌟
سلام ...
مسیر کنکور طولانی شده و خسته کننده..
کارام سر جاش نیست:)
حال و حوصله ام هم همینطور!
و سردرگمم.
بهم زمان بدین تا برگردم به حالت قبل🦋:)
چون ناشناس بازم گفته بودید چرا کمه فعالیت....
غم دوست گفتن سخت است .
غم دوست به دیگری گفتن سخت تر .
مگر میشود تو جانم باشی و
بشود حال بدم را به کس دیگر گویم !؟
هر چند نباشی تو ..
چه کنم !؟ گرفتار است دلم :).
#نوشتهجات ؛)
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دستگاه تولید ابر :)
باید یدونه برا خودم بگیرم☁️🥲
یکی از لذت های زندگیم حرف زدن با آدم های کوچیک تر از خودمه و شاید هم فکر.
اونایی دنبال خبر گرفتن از مسیر چند سال اینده خودشون هستند :)
من با ذوق از مسیر براشون میگم از فکرم از وظیفه ای که هست از حس لذت مسیر؛
همون طور و همون چیزهایی که باید یکی به خودم واقعیت رو میگفت🌱