انقدر تو گوشی مامانم برنامه های قرآن مفاتیح زیارت عاشورا یا کلیپ های مذهبی هست که وقتی میخوام قفل شو بازکنم باید باوضو باشم :)
کهکشان بر حالت عالم تبسم کرده بود
آنشبازحیرتزمینهمدستوپا گم کرده بود
حسینیه مؤمنات :)
:))))
سلام و صلوات برتو به تعداد دخترانی که به آنها حیات بخشیدی
کسی نمیتوانسته از کار جوانی سر در آورد که سرش همیشه توی کار خودش بوده؛ پسری که سالیان سال، بسیجی بودنش را، آن هم بسیجی فعال بودنش را، حتی دوست و فامیل متوجه نشده بوده؛ پسری که خیلی از دوستانش، بعد از شهادتش، متوجه سوریه رفتنش شدهاند. این پسر اهل تظاهر و سوءاستفاده نبوده. متواضع بوده و میگفته؛ من برای دل خودم و اعتقادِ خودم به بسیج رفتهام و حالا هم برای وظیفهای که روی شانهام سنگینی میکند، راهیِ سوریه میشوم …
#کتاب (بیست و هفت روز و یک لبخند)
حسینیه مؤمنات :)
کسی نمیتوانسته از کار جوانی سر در آورد که سرش همیشه توی کار خودش بوده؛ پسری که سالیان سال، بسیجی ب
یکی از بخش های خیلی جالب که توجه من رو به خودش جلب کرد این بود:
یه قسمتی از کتاب وقتی پدرشهید پیشنهاد درس خوندن توی یکی از کشور های اروپایی رو بهشون میده (وضع مالی خوبی داشتند پدرشون)ایشون قبول نمی کنند و میگن توی برنامه پنج ساله آینده ای که برای خودم ریختم همچین برنامه ای ندارم .