eitaa logo
منصور آقاجانی | رُوَیحِل
284 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
380 ویدیو
23 فایل
خلقتم للبقا لا للفناء؛ واسمعوا دعوة الموت آذانکم قبل أن یدعی بکم دعوت #مرگ را به گوش گیرید، پیش از آنکه مرگ شما را فراخواند.. ✍🏻 #آوینی. طلبه؛ در پی درس و تبلیغ تا رسیدن به روش‌های نوین‌ش 🎬 مربی نوجوونایِ پایه تو جای‌جایِ کشور🎭 🆔 @m_aghajani315
مشاهده در ایتا
دانلود
🚩 تا فرصت باقی است، آقای شهید و خانواده‌شان را خانوادگی بدرقه کنیم...🚩 📱منصور آقاجانی‌ | رُوَیحِل ....https://eitaa.com/monaisir....
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
_غزل رهبر شهید انقلاب در وصف عروسشان شهیده زهرا حداد عادل🥀 رخشنده و باصفا و زیبایی شایسته نام نیک زهرایی موزون و رسا و دلکش و نغزی چون شعر نکو به لفظ و معنایی خرم چو نسیم نوبهارانی پرشور چو موج جام صهبایی بس راز نگفته در نگاه توست پیدا و نهان مثال رؤیایی در ناصیه ات فروغ خوشبختی ست مجموعه حسن، چون ثریایی همتای سعیده عزیزی تو دلبند منی هدی و بشرایی در عید ربیع آمدی آری فرخنده عطای حق تعالایی شادی زده خیمه در سرای دل زهرا تو عروس خانه مایی پاداش جهاد مجتبایی تو مستوره ای از بهشت مأوایی ای نخل امید شاد زی کاین‌سان پیراسته همچو شاخ طوبایی هان دختر من شنو ز پیران پند اکنون که به عمر و بخت برنایی در جمله جهان به چشم دل بنگر بگشای دو دیده چون که بینایی بنگر که جهان به عشق پابرجاست می‌کوش به عشق تا که برجایی با مهر و صفا و راستی سر کن مشتاق اگر به صید دلهایی چون در تو عفاف و عشق و ایمان است در چشم کسان به حسن یکتایی گر پند امین نیوشی و کوشی حقا که به نزد خلق دانایی 📱منصور آقاجانی‌ | رُوَیحِل ....https://eitaa.com/monaisir....
قاب‌هایی از امروز👇🏻
و باز هم آقامرتضاست که آب میریزد بر حرارت درون...💔 +بر سر مزار سید 📱منصور آقاجانی‌ | رُوَیحِل ....https://eitaa.com/monaisir....
🌿 امروز آقامرتضا نیز میزبان بغض و اندوه ما بود اویی که می‌گفت خون دادن برای خمینی کبیر زیبا و خون‌دل خوردن برای خامنه‌ای عزیز از آن زیباتر...🥀 و اکنون ما، با دست‌هایی که هنوز بوی زندگی و دنیا می‌دهد، غبار از سنگ مزارت گرفتیم؛ اما حقیقت این است که گرد و غبار، روی مزار تو ننشسته بود بلکه دل‌های ما بود که خاک بر آن قلمرو گسترانیده بود؛ دلهای ما بود که گِلی شده بود و افسوس که ای کاش به واقع، خاکی میگشت تا ما نیز اسیر این خاک و این دیار میشدیم. خاکی که تو را دربرگرفته و بناست تا روزهای دیگر تن 💔 را نیز در آغوش گیرد.. خاکی که ارزش جانفدایی دارد... گل‌های خشک‌شدهٔ روی قبرها، خاک آرام و شاید نمناک بهشت‌زهرا، سایهٔ شاخه‌ها و سکوتِ مطلق ظهر هنگام... هر کدام چیزی می‌گفتند که با گوش شنیده نمی‌شد و چون می‌بایست دل، نوای آنها را می‌شنید، ما دل شنوایش را نداشتیم و نفهمیدیم و نشنیدیم.. آمده بودیم مزار را تمیز کنیم اما دست آخر این ما بودیم که کمی از غبار درونمان پاک شد.. شاید زیارت، همین باشد؛ آن‌جا که خیال می‌کنی تو به دیدار رفته‌ای، اما در حقیقت، این تویی که دوباره دیده می‌شوی... . ✍🏻 رُوَیحِل